تبليغاتX
BestBoyIR.com
........................................BestBoyIR........................................

پژوهشگر: یعقوب توكلی

چکیده: این مقاله، طی استقرائی كه در منابع تاریخ انقلاب بعمل آورده، خواننده را به تحریفاتی كه‏در تاریخ معاصر ایران، بویژه تاریخ انقلاب اسلامی از سوی مخالفان آن بعمل می‏آید، توجه‏داده و در طبقه‏بندی علمی و مستندی كه صورت داده، برخی نقاط ضعیف یا قوت سبكهای‏مختلف تاریخنگاری انقلاب را توضیح داده است.

 

تاریخ معاصر ملت ایران كه رخداد مهم انقلاب اسلامی را در دل خود جای داده است، مشحون ازپیچیدگی‏ها و فراز و فرودهای فراوانی است كه بازشناسی آنها فرصت، زمان و تحقیق و پژوهش بسیاری‏می‏طلبد.

ساده‏بینی است اگر بخواهیم تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی را در چند كتاب و خاطر و یا اسناد خلاصه‏نمائیم و یا با برداشتی یك سویه حوادث را تحلیل نمائیم.

به همان میزان كه دوران معاصر و انقلاب اسلامی به علت‏شرایط و بستر زمانی و اهمیت استراتژیك وباورهای دینی و تعارض نظام حاكم و قدرتهای جهانی با آن، بسیار پیچیده و درهم آمیخته از گوناگونی‏های‏بسیار است، تاریخ نگاشته شده آن نیز گرفتار پیچیدگی و درهم آمیختگی ابهام، یكسویه‏نگری و نگارش‏براساس منافع جریانهای مختلف است. ما تلاش خواهیم كرد به طور اجمال چگونگی تدوین تاریخ و طبقات‏متعدد و نگرشهای گوناگون نسبت‏به حوادث تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی را ترسیم نمائیم.

این تلاش هرچند ممكن است‏به طور دقیق نتواند صف‏بندی‏های مختلف را ترسیم نماید اما قطعا خطوطكلی این صف‏بندی‏ها را از هم متمایز خواهد نمود و نگرشی نسبتا جدید نسبت‏به چگونگی قرائت‏های مختلف‏از تاریخ انقلاب بدست‏خواهد داد. این طبقه بندی بر اساس استقراء نگارنده از آثار منابع مربوط به تاریخ‏انقلاب صورت گرفته است و تاكید می‏نماید كه یك امر قیاسی مطلق نمی‏باشد.

1 - مبانی طبقه بندی

سالهای حكومت پهلوی در ایران غالبا با تعارض ملت و حكومت همراه بوده است و غالب این تعارضات‏مواجهه‏هائی خونین و همراه با پیامدهای ناگوار برای مردم و مخالفان رژیم بوده است.

تعارض مداوم مردم و حاكمیت، منتهی به تلاش برای ترسیم چگونگی این تعارض، مشروعیت‏یا عدم‏مشروعیت نظام حاكم، پیشرفت و عقب‏ماندگی، همگی مباحث جدی سالهای حكومت پهلوی بوده است‏هرچند این موضوعات در هر كدام از گرایشات عقیدتی و سیاسی به طرز متفاوتی مورد بررسی قرار می‏گرفتند.با آغاز امواج انقلاب اسلامی و خیزش سریع آن برای سقوط نظام سلطنت این تعارض در تحلیل موضوعات وحوادث را تشدید كرد. و با پیروزی انقلاب اسلامی سرعت گرفت.

در یك نگاه دقیق، نیروهای حاكمیت پهلوی به دو جریان اصلی تقسیم می‏شوند.

1 - عوامل ایرانی رژیم

2 - فرمانروایان امریكائی و انگلیسی

عوامل ایرانی حاكمیت پهلوی، در تاریخ‏نگاری معاصر و انقلاب اسلامی جایگاه قابل توجه و درعین حال‏كاملا در خور نقد و بررسی دارند كه مجموعه آنها را از باب وحدت روش و برداشتها تحت عنوان «تاریخ‏نگاری‏پهلوی‏ها» آورده‏ایم و به چند دوره طبقه‏بندی می‏شوند:

دوره اول - عصر رضاخان

دراین دوره، عمده توجه پهلوی‏ها «باستان گرائی‏» تاریخی، ستایش از رضاخان و تقبیح قاجاریه است و ازبحث ما خارج است.

دوره دوم - عصر تثبیت محمدرضا پهلوی

در سالهای اولیه حكومت، وی نفوذ چندانی بر ارگانهای فكری و مطبوعاتی ندارد تا جریان تاریخ نگاری‏مشخصی را از ناحیه پهلوی‏ها را بتوان برشمرد هرچند در این دوره تاریخ و تاریخ‏نگاری به گونه‏ای دیگر رقم‏خورد. اما سالهای پس‏از كودتای 28 مرداد، تا 1356 سالهای تثبیت‏حكومت پهلوی است و در این سالها دوره‏1342 تا 1356 از ویژگی خاص خود برخوردار است. در این سالها كه سیاست‏های اقتصادی و سیاسی‏امریكائی‏ها در ایران به شدت فعال بود و نویدبخش رسیدن به «دروازه‏های تمدن بزرگ‏» بود و شاه نیز منادی‏رسیدن به آن به همین خاطر آثاری از نوع «به سوی دروازه‏های تمدن بزرگ‏» حكایت از روح متفرعن و باطن‏پرمدعای حاكم پهلوی داشت.

دوره سوم - عصر سقوط پهلوی‏ها

با وقوع انقلاب اسلامی رژیم متوجه شد كه همه آنچه در طول سالیان دراز به دست آورده بود، از دست‏داده است و باید به گونه‏ای خود را توجیه كند. لذا شاه در ایام تبعید در مكزیك كتاب معروف «پاسخ به تاریخ‏»را نگاشت (1) و به‏دنبال او خواهرش اشرف پهلوی كتاب «من و برادرم‏» را نوشت.

اقدام مهم دیگری كه دراین راستا انجام گرفت. «طرح تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد» بوده است.

این مجموعه كه به پیشنهاد و اجرای «حبیب لاجوردی‏» استاد تاریخ دانشگاه هاروارد به انجام رسیدمجموعه مصاحبه‏هایی است كه با سران گریخته از وطن رژیم پهلوی و بعضا تعدادی از مخالفین جمهوری‏اسلامی و همچنین چند نفر از منسوبین به نظام صورت گرفته است.

اما اصل و اساس طرح تحلیل وفاداران به رژیم پهلوی است. كه هم‏اینك چند مجله از آن نیز به انتشاررسیده ست‏خاطرات عبدالمجید مجیدی (2) - شاپور بختیار (3) - علی امینی (4) - امیرتیمور كلالی (5) از این‏دسته از خاطرات است.

علاوه براین چهره‏های سابق رژیم پهلوی نظیر پرویز راجی تحت عنوان خدمتگزار تخت طاووس -جهانگیر تفضلی (6) و فریدون هویدا (7) را می‏توان در این مجموعه قرار داد.

مجموعه این منابع هر كدام به دنبال یافتن مقصر وقوع انقلاب هستند كه هریك پاسخی ویژه خود است‏اما همگی در تقبیح شرایط گذشته و تبرئه خویشتن از جرائم و مشكلاتی كه سبب بروز انقلاب شده است‏وحدت نظر دارند و تلاش همه آنها توجیه نقش و كمرنگ كردن حضور خود در حوادث تلخ عصر پهلوی است‏اما غالبا واقعیات تاریخی از زیردست آنها خارج می‏شود و در مسیر یافتن مقصر و مجرم به ناچار پاره‏ای ازواقعیات تلخ تاریخ پهلوی را مورد اشاره قرار می‏دهند.

2 - فرمانروایان امریكائی و انگلیسی

تردیدی نیست كه دولت امریكا تصمیم گیرنده اصلی سیاستهای عمده رژیم پهلوی بوده است‏شاید بتوان‏یكی از اصلی‏ترین علل وقوع انقلاب اسلامی و رضایت همه مردم و رهبری انقلاب و گردهمایی سیاسی درضرورت مبارزه با نفوذ و سیطره سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی امریكا، اسرائیل و انگلیس برشئون وسرنوشت ملت ایران رانام برد.

تا پیش از انقلاب اسلامی كمتر متن مكتوب و سند قابل توجهی در دسترس بود تا بتوان این سیطره واحاطه بی‏چون‏وچرای سیاسی نظامی امریكا برایران را اثبات كرد.

وقوع انقلاب اسلامی و شكست‏حكومت دمكرات‏ها به رهبری جیمی‏كارتر از انقلاب اسلامی و امام خمینی‏سبب شد كه به ناچار به توضیح و تبیین علل و چرائی شكست از انقلاب اسلامی بپردازند.

آثاری نظیر خاطرات جیمی كارتر رئیس جمهور امریكا، برژسینكی مشاور امنیت ملی، ویلیام سولیوان‏سفیر امریكا در تهران (8) هامیلتون جردن رئیس دفتر كاخ سفید (9) ، استانسفیلدترنر رئیس سازمان‏جاسوسی امریكا«سیا» (10) ژنرال رابرت هایزر نماینده ویژه نظامی امریكا در ایران، چارلز بكویث فرمانده گرده‏مهاجم به طبس از امریكائیها و همچنین خاطرات «آنتونی پارسونز» سفیر انگلستان در ایران و «قدرت وزندگی‏» نوشته والری ژیسكاردستن رئیس جمهور فرانسه، مجموعه‏ای از گزارشات قابل توجهی است از آنچه‏كه در اردوی دشمنان انقلاب اسلامی و چگونگی فرایند مبارزه با انقلاب گذشته است.

این آثار، سند آشكار دخالت و تصمیم‏گیری در مورد سرنوشت ملت ایران، توسط سران كاخ سفید است.ضمن اینكه بیانگر فقدان شناخت و آگاهی امریكائیها نسبت‏به ابعاد، گستردگی و چگونگی نیروهای واقعی‏انقلاب و رهبری آن است .

علاوه براین، منابع مذكور به خوبی حكایت از اختلاف میان دستگاه رهبری سیاست‏خارجی امریكا درمورد چگونگی تعامل با انقلاب اسلامی دارد. و دو دیدگاه عمده وزارت خارجه و سازمان سیا به رهبری‏سایروس ونس وزیر امور خارجه و شورای امنیت ملی و وزارت دفاع به رهبری زبیگینو برژسینكی مشاورامنیت ملی كاخ سفید در چگونگی مبارزه با انقلاب اسلامی دچار اختلافات عمیق و جدی بوده‏اند كه نتیجه‏این اختلافات عدم وحدت رویه و در نتیجه خنثی سازی فعالیتهای كاخ سفید بر علیه انقلاب و رهبری آن‏بوده است. مهمترین مجموعه‏ای كه دراین گروه به انتشار رسیده است اسناد لانه جاسوسی امریكا (11) است كه‏در مجلات بسیار به چاپ رسیده است.

هرچند این اسناد توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) طبقه بندی و چاپ شده است، اما به لحاظ اهمیت‏و بیان نیات درونی دستگاه سیاست‏خارجی امریكا و چگونگی مبارزه با انقلاب اسلامی و پیوستگی منافع‏استعمار خارجی و استبداد داخلی مجموعه متونی ارجمند است.

3 - بریدگان از دستگاه پهلوی

در میان آثار بریدگان از رژیم پهلوی خاطرات ارتشبد فردوست (12) به چشم می‏خورد. فردوست علی رغم‏پیوستگی عمیق با شخص شاه در اواخر حكومت پهلوی، تا حدودی از رژیم فاصله گرفت. فردوست چندان‏تمایلی به افشای نقش واقعی خویش در حكومت ندارد.

اما خاطرات دیگری كه بیشتر از خاطرات فردوست‏خاندان سلطنت و وابستگان به آنها را آزرده خاطرساخت‏خاطرات احمد علی مسعود انصاری با عنوان «پس از سقوط‏» (13) بوده است. در این خاطرات انصاری به‏تبیین روحیات، خلقیات و كاركرد خانواده سلطنت می‏پردازد. مجموعه‏ای مهوع بودن و پلشتی دستگاه پهلوی‏و خانواده آنها و پیرامونیان را به وضوح آشكار می‏سازد.

شاید ذكر نام كتاب «در دام تباهی‏» از «پروین غفاری‏» نیز خالی از فایده نباشد.هرچند ممكن است‏خاطرات پروین غفاری یك اثر جلف تلقی شود اما واقعیت آن‏است كه این خاطرات ثابت می‏كند كه چگونه زن در خانواده پهلوی فاقد ارزش واعتبار بوده است و روحیات لات‏منشانه شاه تا چه مضحك بوده است‏به حدی انسان‏از تصور حكومت چنین فردی بر كشور و سرنوشت‏خویش و مردم‏اش جادارد ازخجالت آب شود.

خاطرات مینو صمیمی رئیس دفتر امور بین‏المللی فرح پهلوی تحت عنوان‏«پشت پرده تخت‏طاووس‏» (14) ضمن آن كه یك اثر سنگین و قابل توجه است‏بسیاری از حوادث پشت پرده تخت طاووس را برملا می‏سازد كه بسیار در خور توجه‏است.

4 - مبتذل نویسان و وفاداران به پهلوی

گروه چهارمی كه قاعدتا باید آنها را از مجموعه نیروهای حاكمیت پهلوی‏ها به حساب آورد نویسندگانی‏هستند كه در عصر پهلوی دارای مناصب فرهنگی بوده‏اند و فعالیتهای فرهنگی و قلمی در راستای منافع نظام‏سلطه داشته‏اند. و با پیروزی انقلاب اسلامی و تحول در دیدگاههای عموم مردم نسبت‏به حاكمیت پهلوی، آنهانسبت‏به ارزشهای نظام سلطنتی وفادار مانده‏اند اما با یك واقعیت‏سیاسی روبرو بودند و آن نظام جمهوری‏اسلامی برآمده از انقلاب اسلامی بود و كار فرهنگی در عرصه فرهنگی جمهوری اسلامی.

این مجموعه نه آن پیوند عمیق با نظام پهلوی را داشتند كه لازم باشد به همراه آنها از كشور بگریزند و نه‏به نظام سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی را علاقمند بودند كه بخواهند به دنبال تثبیت اهداف این نظم جدیدتلاش نمایند. ضمن اینكه آنها اصلا انقلاب و نظم جدید را پذیرا نبودند.

مسئله عمده اینان، فعالیت در نظام جمهوری اسلامی با وفاداری نسبت‏به نظام سلطنتی و مخالفت‏باانقلاب اسلامی و برای رسیدن به این هدف، نوشتن تاریخ معاصر با تلطیف. رژیم پهلوی و رفتن زیر چترشعارهای ملی‏گرایانه بوده است. در آثار این دسته از نویسندگان نظیر مسعود بهنود، خسرو معتضد، محمودطلوعی و باقر عاقلی، نوعی نزدیكی نسبت‏به آراء طرفداران جبهه ملی و نهضت آزادی دیده می‏شود اما درعین این تقارب ظاهری به طور جدی پیوندها با رژیم پهلوی و تلطیف سیاستهای آنان كاملا آشكار است.

به عنوان نمونه مسعود بهنود در كتاب «نخست وزیران ایران‏» از سید ضیاتا بختیار وقتی كه به زندگی‏سیدجعفر شریف امامی نخست وزیر فراماسونر و آنگلوفیل ایران می‏رسد. از دو دوره نخست وزیری وی درسالهای 40-1339 و چند ماهه 1357، فقط دوره 40-1339 را ذكر می‏كند ضمن اینكه مدعی است كه‏سیدجعفر شریف امامی در آن دوره كه در واقع «دولت محلل‏» نیز بوده است «سیاست‏خارجی نه شرقی و نه‏غربی‏» را بنیان نهاده است. علاوه بر این شما اصلا آن چهره خونریز و دغل‏باز سفاك سال 1357 را نمی‏بینید كه‏كشتار هفده‏شهریور تهران و آتش‏سوزی سینما ركس و اعلام حكومت نظامی را در آستین خود دارد و آقای‏بهنود در سیر تاریخی نیز از دولت دوم شریف امامی نیز اصلا ذكری به میان نمی‏آورد. مشخصه عمده این‏دسته از نویسندگان كه ما آنان را «مبتذل نویس‏» می‏نامیم. در چندچیز خلاصه می‏شود:

1 - روان نویسی: به لحاظ ادبی آثار این دسته از نویسندگان از روانی خاصی برخوردار است كه در سایرمجموعه‏ها به چشم نمی‏خورد.

2 - داستان‏پردازی: بسیاری از آنچه كه در این دسته از كتب آمده است محصول ذهن این نویسندگان است‏و نه حقایق تاریخی به‏طوری كه انسان خود را در برابر رمان سیاسی و تاریخی می‏بیند تایك متن تاریخی‏معتبر كه آثار بهنود و خسرو معتضد در این زمینه خیال‏پردازیهای بیشتری دارند.

3 - فقدان منابع: تقریبا غالب این كتب بدون منبع است. سه خصوصیت اخیر این دسته از آثار را در ردیف‏آثار ذبیح‏ا... منصوری می‏گذارد.

4 - كتاب سازی: شیوه مهم این نویسندگان در عرصه تاریخ‏نگاری، كتاب‏سازی است. هر خواننده‏ای كه‏كتابهای «داستان انقلاب‏» و «پدر و پسر» محمود طلوعی را بخواند بخوبی متوجه خواهد شد كه سیستم «چسب‏و قیچی‏» رویه كتاب‏سازی است و یا كتاب «درون ارتش شاه‏» از خسرو معتضد قسمتهائی از چند كتاب‏نویسندگان مختلف است كه تنها با كندن بخشی از آنها و نصب پاره‏ای تصاویر و نوشتن چند خط كتاب بسیارقطوری شده است كه خواننده را از وسعت تحقیقات آقای معتضد در ارتش شاه به اعجاب وا می‏دارد.!!

5 - زن‏پردازی: یكی دیگر از مشخصه‏های این مجموعه پرداختن به امور نسوان دربار است. سبكی همانندسبك مجله سپید و سیاه در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی. ذكر كردن حوادث مختلف روابط مشروع شاه واطرافیان با هدف جذب بیشتر مخاطب، كه در لفافه نوعی تبلیغ برای آن فضا را نیز به دنبال دارد. و حالا از باب‏خالی نبودن عریضه یك كنایه‏ای هم زده شود. دو جلد بسیار قطور «فوزیه‏» و «این سه زن‏» بهنود. نمونه‏هائی ازاین دست آثارند.

6 - استفاده از تصاویر: یكی از روشهای جذب مشتری نحوه استفاده از تصاویر است اعتقاد به جذب‏مخاطب از طریق انتشار تصاویر بیشتر همراه با كمی سلیقه زن پردازانه، سبب فروش بیشتر كتاب می‏شود.

خواننده یا ناآشنا به عصر پهلوی وقتی با این آثار روبرو می‏شود احساس می‏كند كه رژیم پهلوی تقریباهیچ نكته منفی جدی نداشت كه قابل تحمل نباشد و ضرورت یك تحول وسیع و عمیق انقلاب را باخسارتهای بسیار را بدنبال داشته باشد.

سنخ دیگر از تاریخ‏نگاری‏های انقلاب، متعلق به مخالفان حكومت پهلوی است كه به چند گروه عمده‏تقسیم می‏شوند:

1 - اسلام‏گرایان; 2 - ملی‏گرایان; 3 - چپگرایان

این سه گروه از مخالفین رژیم پهلوی را تشكیل می‏دادند. و آوردن آنها در یك مجموعه تحت عنوان‏«مخالفان رژیم پهلوی‏» به معنای وزن واحد آنها در تعاملات سیاسی و انقلابی نیست.

1 - اسلام‏گرایان:

منظور ما از اسلام گرایان آن دسته نویسندگانی است كه با اعتقاد به مبارزه در چهار چوب اسلام و رهبری‏حضرت امام خمینی(ره) وارد مبارزه علیه رژیم پهلوی شده‏اند هرچند این عنوان مبارزان مسلمان تندروان‏مسلح انقلابی تا مبارزان معترض آرام را نیز شامل می‏شوند كه همگی با اعتقاد به مبارزه در چهارچوب اسلام ورهبری حضرت امام خمینی وارد گود درگیری شده‏اند و مهمتر آن كه انقلاب اسلامی را بویژه از حوادث سال‏1341 پی می‏گیرند.

بدون هیچگونه مجامله و اغراق «حجة‏الاسلام سیدحمید روحانی‏» پیشگام این مجموعه كارهاست كه بانوشتن كتاب «بررسی و تحلیلی بر نهضت امام خمینی‏» در سال 1356 اولین قدم مهم را برداشت. برای‏نویسنده این اثر قاعدتا چیزی كمتر از تیرباران را نمی‏بایست در آن تاریخ تصور كرد. و به همین خاطرنویسنده در آن كتاب نهایت‏سعی خود را ایجاد انزجار عمومی نسبت پهلوی‏ها مبذول داشت. ضمن آن كه‏یكی از مجموعه‏های مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی را نیز گردآوری كرده است.

كتاب مهم دیگر در این مجموعه، كتاب نهضت روحانیون ایران نوشته حجة‏الاسلام علی دوانی بوده است.

این كتاب علی‏رغم حجم بسیار قابل توجه اسنادی كه در آن استفاده كرده است‏به خاطر آن كه جهت چاپ‏در مطبوعات نوشته شده است، متاسفانه نویسنده محترم آن را به صورت روزنامه‏ای و با دقت كمتری به چاپ‏رسانده است. و همین امر تا حدود زیادی از وزن و اهمیت كتاب كاسته ولی اسنادی كه نویسند توانسته است‏گردآوری كند، قابل توجه و درخور اهمیت است. در این میان لازم است از چند كتاب مهم دانشگاهی نظیرریشه‏های انقلاب اسلامی حجة‏الاسلام عباسعلی عمید زنجانی نام برد.

نویسنده محترم ضمن تحلیلی تاریخی سیاسی و اندیشه‏ای از انقلاب اسلامی به ذكر سریع حوادث وجزئیات انقلاب می‏پردازد هرچند كتاب از فقدان دقت لازم و همچنین بافت دقیق و فشرده مطالب رنج‏می‏برد اما بی‏انصافی است كه به نگاه عام و شامل نگارنده نسبت كلیت انقلاب و همچنین پاسخ به خلاء موجودبه دیده احترام نگریسته نشود.

اثر دیگری كه در این مرحله قابل توجه است، «تاریخ سیاسی معاصر ایران‏»،نوشته دكتر سیدجلال‏الدین مدنی است كه پاسخی به درخواست‏شهید سرهنگ‏موسی نامجو است. اما این پاسخ، قدر و قیمتی درخور یافته است و توانست جایگاه‏خوبی در مراكز آكادمیك و دانشگاهی بیاید صرف‏نظر از نوع نگاه نویسنده و نشان‏دادن پاره‏ای از تمایلات و ترسیم چهره‏ای نسبتا مثبت از مظفر بقائی كه تا حدودی‏محصول حضور نویسنده در حزب زحمتكشان است معذالك نویسنده پیوستگی‏حوادث تاریخی را به خوبی ذكر نموده است.

با گذشت چند سال از پیروزی انقلاب و سپری شدن جنگ تحمیلی زمان برای نگارش تاریخ انقلاب‏اسلامی فراهم آمد همین امر سبب شد مجموعه‏های متنوعی به امر تدوین تاریخ انقلاب اسلامی و گردآوری وچاپ خاطرات بپردازند. كه این مجموعه و مؤسسات به قرار ذیل قابل برشمردن هستند.

1 - مركز اسناد انقلاب اسلامی

2 - مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

3 - بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی

4 - دفتر ادبیات انقلاب اسلامی

5 - مركز نشر و تنظیم آثار امام خمینی(ره)

6 - وزارت اطلاعات

1- مركز اسناد انقلاب اسلامی:

به دستور حضرت امام خمینی و با ریاست‏حجة‏الاسلام سید حمید روحانی شروع به كار كرد و مجموعه‏آثار مختلفی را به چاپ رسانده است كه جدی‏ترین آنها جلد دوم و سوم «نهضت امام خمینی‏» بوده است.نویسنده در جلد سوم این كتاب كه پر سر و صداترین آن بود، با انتشار پاره‏ای از اسناد مربوط به گروههای‏مخالف رژیم پهلوی به تحلیل نقاط ضعف آنها پرداخت و بیشتر با عینكی امروزی به حوادث دیروز نگریست وبه «فقدان درك شرایط عینی یك زندانی سیاسی در چنگال ساواك رژیم پهلوی‏» نسبت داده شد. این مسئله‏بیشتر در مورد دست نوشته معروف دكتر علی شریعتی خطاب به سران ساواك اطلاق داشته است.

2 - مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی:

مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی كه با اثر مشهور «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی‏» و خاطرات‏«ارتشبد حسین فردوست‏» بر سر زبانها افتاد گام مهمی را در نوع نگرش نسبت‏به تاریخ‏نگاری انقلاب اسلامی‏برداشت. دیدگاه و منظم و مبتنی بر شناختی «اطلاعاتی‏» از حوادث سیاسی تاریخ معاصر كه كمابیش ازاطلاعات فردوست و اسناد در دسترس و مهارت محققان آن حكایت داشته است توانسته بخش اعظم ازنویسندگان را عمیقا تحت تاثیر خود قرار دهد، و به صورت ارجاع اصلی بسیاری از منابع تاریخی درآید.

این مركز چند اثر دیگر نیز دیدگاه دیگری را مطرح كرد كه «زرسالاران یهودی و پارسی‏» اثر عبدا...شهبازی و همچنین خاطرات احمدعلی مسعود انصاری نورالدین كیانوری و ایرج اسكندری از زمره این آثارمهم هستند.

3 - بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی:

از «بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی‏»، بهترین اثر بیادگار مانده، مجموعه مصاحبه‏های منتشر شده در مجله‏«یاد» است ضمن آن كه كتاب «هفت هزار روز» اثر آقای «غلامرضا كرباسچی‏» تلاش خوبی نگارش یك‏كرونولوژی انقلاب اسلامی است.

4 - دفتر ادبیات انقلاب اسلامی:

دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری) كه به عكس سایر سازمانهای دولتی، ابتدا از یك میز و صندلی‏واقع در یك كانتینر و آقای هدایت‏بهبودی تشكیل شده بود، آرام آرام با گسترش در گوشه حیاط حوزه هنری‏و در دو اطلاق تاریك و جمع وجور راه سخت تدوین تاریخ انقلاب را درپیش گرفت.

این دفتر هرچند حمایت مدیریت‏حوزه هنری را بدنبال داشت اما با بسط منطقی و آرام آرام خود تبدیل‏به یكی از قطبهای عمده نگارش تاریخ انقلاب اسلامی درآمد. چه مجموعه تدوین تاریخ انقلاب، و چه‏مجموعه تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی وجه واحد ناموران معاصر اقدامات اساسی مهمی را در این جهت‏بكارگرفته‏اند. بدون هیچگونه اغراق باید گفت آثاری كه در مجموعه تاریخ شفاهی به چاپ رسیده است، اگر بهتر ازمجموعه تاریخ شفاهی هاروارد نباشد قطعا كمتر نیست و نگارنده با توجه به آشنائی نسبت‏به مجموعه‏های‏منتشر شده هردو مجموعه به خوبی وقوف دارد.

آثار دفتر به مراتب منظم‏تر و بهتر و دقیق‏تر گردآوری و تدوین شده‏اند از مجموعه آثار دفتر می‏توان از«خاطرات جلال‏الدین فارسی‏»، «روزشمار تاریخ انقلاب اسلامی‏» خاطرات حجة‏الاسلام هادی غفاری وخاطرات حجة‏الاسلام سیدعلی‏اكبر محتشمی‏» خاطرات و خاطرات آیت‏ا... پسندیده نام برد كه چند اثرفوق‏الذكر در نوع خود انصافا از آثار كم‏نظیر بشمار می‏روند و هركدام برگه‏های قابل توجهی از تاریخ انقلاب‏اسلامی را تبیین نموده‏اند. ضمن آن كه آثاری نظیر خاطرات آقای مرتضی الویری، رجبعلی طاهری واكبربراتی و همچنین خاطرات علی امینی و جهانگیر تفضلی نیز در این دفتر منتشر شده‏اند. و صدالبته این نیزدرست است كه پاره‏ای از این خاطرات به همان بیماری معمول «خود محوربینی‏» گرفتار هستند و بعضا نیزگرفتار نادیده گرفتن نقش دیگران نیز هستند.

5 - مركز نشر و تنظیم آثار امام خمینی(ره)

این مركز فعالیت‏خود را در زمینه تاریخ انقلاب اسلامی آغاز كرده و تاكنون با چند اثر كه بیشتر حول‏محور خصیت‏حضرت امام خمینی(ره) دور می‏زند وارد عرصه تاریخ‏نگاری انقلاب شده است.

6 - وزارت اطلاعات

یكی از مراكزی كه بسیار دیر به عرصه تاریخ‏نگاری انقلاب پاگذاشته است مركز نشر اسناد وزارت اطلاعات‏است. وقتی حجم انبوه اسناد مربوط به شهدای بزرگواری چون آیت‏ا... شهید دكتر بهشتی، آیت‏ا... صدوقی‏شهید سید علی اندرزگو..... را دیدم بسیار متاسف شده‏ام. چرا كه نسل دوم انقلاب در زمانی كه فرصت مطالعه‏داشت و این شهیدان والامقام را می‏شناخت جز اطلاعات روزنامه‏ای و درجه چندم از صداوسیما چیز دیگری‏نمی‏دانست كه همیشه با ستایش بعضا اغراق‏آمیز و احترام بسیار زیاد همراه بوده است و اگر مجموعه مطالب‏منتشر شد و در مطبوعات را كنار هم بگذاریم كه نگارنده چنین نیز كرده است غالبا نویسندگان ماننددانش‏آموزان از روی دست همدیگر بدون ذكر ماخذ نوشته‏اند حال كه این اسناد منتشر می‏شود نسل دوم‏گرفتار زندگی سخت اقتصادی هستند و نسل سوم جوانان و نوجوانان نه بهشتی می‏شناسند و نه صدوقی واندرزگو... در كنار این مجموعه‏ها باید به نوشته‏های پراكنده دیگر نیز باید اشاره كرد آثاری نظیر مجموعه‏های‏منتشر شده توسط موتلفه اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و آثار منفرد دیگر پرداخت كه هركدام‏در شرایط سیاسی و زمانی خاص خود به چاپ رسیده‏اند كه از ملاحظات سیاسی نیز بی بهره نبوده‏اند كه‏تحلیل هریك از آنها مجال خاص خود را می‏طلبد.

2 - ملی گرایان

دومین مجموعه مهم از مخالفین رژیم پهلوی كه بیشتر مخالف استبداد سلطنتی (نه خود سلطنت)بودند، ملی‏گرایان هستند. مقصود ما از ملی‏گرایان، آن دسته از باقی‏ماندگان از نهضت ملی شدن صنعت نفت ازجبهه ملی و جداشدگان از آنان یعنی نهضت آزادی و هواداران و پیروان آنان می‏باشند كه البته سایر طیفهای‏ملی‏گرایان را نیز دربر می‏گیرد.

این دسته از نویسندگان با اعتقاد به رهبری دكتر محمد مصدق در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت،تقریبا هیچ شریك دیگری را برای وی بر نمی‏تابند و همگان را در ظل دكتر مصدق ارزیابی می‏كنند و دردیدگاه آنان بزرگترین قهرمان مبارزه با استبداد و استعمار خارجی مرحوم دكتر مصدق است.

تا اینجا كه امر اثباتی است تا حدودی مسئله عادی است اما دعوی اصحاب تاریخ بر سر امر عدمی و نفی‏آن است. چرا كه این نویسندگان نه تنها مخالفان مصدق را در جریان نهضت ملی شدن شریك نمی‏دانند بلكه‏به خاطر مخالفت‏هائی در بعضی شرایط آنان را شریك كودتا هم می‏شمارند. تاكید بسیار بر مخالفتهای آیت‏ا...كاشانی، نادیده انگاشتن نقش فدائیان اسلام، بزرگ كردن قضیه مجروح شدن دكتر فاطمی، تلاش فراوان برای‏انكار نقش فدائیان اسلام در ترور رزم‏آراء اصرار بسیار در جعلی نشان دادن اسنادی كه موجب تبیین نقش‏واقعی دكتر مصدق می‏شود، از این دست می‏باشند با وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی كه افتخارآمیز بودن همه‏گروهها را اغوا می‏كرد هم جبهه ملی و هم نهضت آزادی انقلاب اسلامی را دنباله و تتمه نهضت ملی شدن‏صنعت نفت و نهضت مقاومت ملی ارزیابی كرد كه با اعتراض شدید امام خمینی مواجه شد. اما آنچه به عنوان‏آثار مهم تاریخی نگاشته شده بیشتر درباره فعالیت فروعات نهضت آزادی و جبهه ملی پرداخته‏اند. به عنوان‏نمونه تاریخ 25 ساله ایران سرهنگ غلامرضا نجاتی بیش از آن كه تاریخ 25 ساله ایران باشد تاریخ بیست پنج‏ساله جبهه ملی و نهضت آزادی است و حوادث مربوط به سالهای انقلاب اسلامی بیشتر به تبیین مواضع‏این گروهها اختصاص دارد تا حوادث انقلاب اسلامی.

مطالعه آثار چهره‏هائی چون دكتر غلامحسن صدیقی، كریم سنجابی، مهندس مهدی بازرگان، ابراهیم‏یزدی... همگی حكایت از تاكید بیش‏ازپیش برنقش سران جبهه ملی و نهضت آزادی در سقوط شاه دارد حال‏آن كه به اقرار همه آنها آنان معتقد به براندازی نظام سلطنت نبوده‏اند و در برابر ابراهیم حضرت امام‏خمینی‏تسلیم نظرات ایشان شده‏اند، با این وجود وقتی تاریخ مكتوب اصحاب جبهه ملی و نهضت آزادی مورد مطالعه‏قرار می‏گیرد از همان درد یكسویه‏نگری و خود بزرگ‏بینی شدیدا رنج می‏برد.

3 - چپ‏گرایان

مقصود ما از چپ‏گرایان، نویسندگان ماركسیست اعم از منسوب به حزب توده و گرایشات مشابه آنان‏می‏باشند. خاطرات كیانوری، اسكندری و تاریخ سی ساله ایران از بیژن جزئی از این دسته‏اند. (15)

هرچند غالب آثار این نویسندگان پرداختن به تاریخ و عملكرد حزب توده و یا گروههای چپ دیگر است‏ولی در بیان مظالم رژیم پهلوی و بی‏رحمی‏های دستگاه‏های امنیتی شاه و ساواك منابع قابل توجهی‏می‏باشند. این نوشته‏ها كه اخیرا به صورت خاطرات متعدد انتشار یافته‏اند غالبا درگیر مسائل درون گروهی وبیان علل اختلافات دوباند اصلی حزب توده یعنی جناح كانبخش كیانوری از یك سو و ایرج اسكندری از سوی‏دیگر می‏باشند. از آنجا كه این نویسندگان و خاطره‏گویان، دیدگاه چپگرایانه شدیدی دارند از دریافت‏باورهای‏عمومی و مذهبی مردم ایران عاجز بوده‏اند.

معذالك آثار این دسته از نویسندگان نگاهی ویژه از منظر چپ‏گرایانی است كه سالها برای رسیدن به‏مدینه فاضله‏ای از نوع «شوروی‏» درد و رنج و مرارت و تبعید را به جان خریدند اما در آخر هرآنچه كه بدان دل‏بسته بودند جز سراب چیز دیگری برای آنان به ارمغان نیاورد.

روال تدوین تاریخ انقلاب اسلامی، روالی است كه با گرایشها و نگرشهای متفاوت و دارای خواستگاه‏های‏گوناگون تدوین شده است و هرچند ما به علت ضیق فرصت نتوانستیم همه گروه‏های موردنظر را در این مقاله‏ذكر نمائیم و آن را به فرصتی دیگر وا می‏گذاریم.

چه محققان و چه دانشجویان باید نسبت‏به این نكته اساسی توجه داشته باشند كه خاطرات تحقیق، ارائه‏تنظیم اسناد، انجام مصاحبه، هركدام دارای سمت و سوی خاص خود است و هیچكدام از آثار تاریخ انقلاب‏اسلامی را نباید اثری مطلق و كامل دانست. چراكه هركدام از این آثار خود گویای بخش قابل توجهی از تاریخ‏معاصر و انقلاب اسلامی است. و نادیده گرفتن هركدام، در واقع نادیده گرفتن بخشی از تاریخ این مرز و بوم است. ضمن آن كه ضرورت «نادیده نگرفتن‏» لزوما به معنای ارزشی بودن و یا محق بودن آن دیدگاه‏هانیست.

پی‏نوشتها:

1 - پهلوی. محمدرضا. پاسخ به تاریخ، ترجمه حسن ابوترابیان، ناشر. مترجم. تهران 1371.

2 - مجیدی عبدالمجید - مركز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد 1377.

3 - بختیار، شاپور - مركز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد 1375.

4 - امینی علی - مركز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد 1374.

5 - كلالی امیرتیمور - مركز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد 1376.

6 - تفضلی جهانگیر - خاطرات. به كوشش یعقوب توكلی. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، تهران 1375.

7 - هویدا فریدون - سقوط شاه، ترجمه ج.ا.مهران، انتشارات اطلاعات تهران 1371.

8 - سولیوان ویلیام - ماموریت در ایران ترجمه محمود شرقی. انتشارات هفته تهران 1361.

9 - جردن. هامیلتون - بحران ترجمه محمود مشرقی. انتشارات هفته تهران 1362.

10 - ترنر - استانسفیلد. پنهانكاری و دمكراسی، ترجمه حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات تهران 1366.

11 - اسناد لانه جاسوسی امریكا. مجلات متعدد. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تهران. 1366.

12 - فردوست. ارتشبد حسین - ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، انتشارات اطلاعات تهران 1371.

13 - انصاری احمدعلی مسعود - پس از سقوط، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی تهران 1372.

14 - صمیمی مینو - پشت پرده تخت‏طاووس ترجمه حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات تهران 1368.

15 - جزنی بیژن - تاریخ سی ساله، بی‏جا بی‏تا بی‏نا

كلیدواژه ها: انقلاب اسلامی ـ كتابشناسی/ ایران ـ تاریخ ـ كتابشناسی/ پهلوی ـ كتابشناسی

منبع: كتاب نقد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 12:6  توسط Mohsen Sharifi  | 

صهیونیسم ؛بسترها و زمینه های پیدایش

چکیده: اندیشه صهیونیسم به فوریت و سرعت زاده نشد، بلكه همانند هر پدیده اجتماعی دیگر، در بستر زمان و بر اثر شكل گیری حوادث گوناگون تولد یافت. زمینه هایی كه به زایش صهیونیسم انجامید، در گوشه و كنار جهان روی داده، و پیش از آن كه به شكل اسرائیل غاصب (= رژیم اشغال گر قدس) ظهور كند، در خارج از فلسطین اشغالی قوام یافت. در مقاله حاضر، به برخی از مهم ترین علل و عوامل شكل دهنده صهیونیسم اشاره شده است.

 


اشاره
اندیشه صهیونیسم به فوریت و سرعت زاده نشد، بلكه همانند هر پدیده اجتماعی دیگر، در بستر زمان و بر اثر شكل گیری حوادث گوناگون تولد یافت. زمینه هایی كه به زایش صهیونیسم انجامید، در گوشه و كنار جهان روی داده، و پیش از آن كه به شكل اسرائیل غاصب (= رژیم اشغال گر قدس) ظهور كند، در خارج از فلسطین اشغالی قوام یافت. ممكن است به ظاهر سهم هر یك از این حوادث شكل دهنده، یكسان به نظر رسد، ولی بی شك سهم برخی از برخی دیگر افزون تر است. با این وصف، در مقاله حاضر، هیچ گونه ترتیب زمانی و مكانی كه حاكی از سهم بیش تر یكی بر دیگری باشد، مدنظر نیست. مضافاً این كه تنها به برخی از مهم ترین علل و عوامل شكل دهنده صهیونیسم اشاره شده است. همچنین علاوه بر عواملی كه در پیدایش صهیونیسم سهیمند، عوامل دیگر هم در زایش اسرائیل غاصب دخالت دارند كه پرداختن به آن ها مجال دیگری می طلبد.2



تعریف و انواع صهیونیسم

«صهیون» در زبان عبری، به معنای پُر آفتاب و نیز نام كوهی در جنوب غربی بیت المقدس است. كوه صهیون زادگاه و آرامگاه داوود پیامبر(صلی الله علیه وآله) و جایگاه سلیمان(علیه السلام)بود. گاه این واژه نزد یهودیان به معنای شهر قدس، شهر بزگزیده و شهر مقدس آسمانی به كار می رود، ولی در متون دینی یهود، صهیون، اشاره به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داوود(علیه السلام)و سلیمان(علیه السلام)و تجدید دولت یهود دارد. به دیگر سخن، صهیون برای یهود، سمبل رهایی از ظلم، تشكیل حكومت مستقل و فرمان روایی بر جهان است و از این رو، یهودیان خود را فرزندان صهیون می دانند.3

صهیونیسم به جنبشی گفته می شود كه خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشكیل دولت یهود است. صهیونیسم، همانندِ شووینیسم (= ناسیونالیسم افراطی) است كه با خوار شمردن ملت ها و نژادهای دیگر و با غلوّ در برتری خود، در پی نیل به قدرت سیاسی است. این جنبش در نیمه اوّل قرن 13 شمسی / نیمه دوم قرن 19 میلادی در اروپا پا به عرصه حیات گذاشت، ولی واژه صهیونیسم، نخستین بار توسط تئودور هرتصل4 به كار رفت و سپس ناحوم ساكوكو5 ـ مورخ صهیونیست ـ در كتاب «تاریخ صهیونیسم» از آن سخن گفت.6

صهیونیسم تنها دارای ابعاد و معانی سیاسی (= صهیونیسم سیاسی) نیست، بلكه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم كارگری، فرهنگی، دمكراتیك، رادیكال و توسعه طلب را نیز در برمی گیرد. مشهورترین تقسیم صهیونیسم، طبقه بندی آن به دو بخش سیاسی و فرهنگی (= دینی) است. صهیونیسم سیاسی، خواهان بازگشتِ یهودیان به فلسطین است كه با تدوین كتاب «دولت یهود» توسط هرتصل در 1263 ش / 1894 م زاده شد. اما صهیونیسم فرهنگی، مخالف مهاجرت یهودیان در قرن 14 شمسی / 20 میلادی به فلسطین است; زیرا در انتظار انسان رهایی بخش7 در آخر زمان نشسته كه یهودیان و تمام آدمیان را به سرزمین ابراهیم و موسی(علیهما السلام) یا سرزمین نجات بازگرداند.8

صهیونیسم به دینی و غیردینی هم تقسیم می گردد. صهیونیسم دینی، اندیشه ای است كه اعتقاد دارد بازگشت به سرزمین موعود، در زمانی كه پروردگار مشخص نموده و به شیوه ای كه او تعیین می كند، انجام خواهد شد و این كار به دست بشر انجام پذیر نیست. پیروان این اندیشه، گروهی یهودی (= صهیونیسم) و شماری عیسوی (= صهیونیسم مسیحی)9 هستند. در مقابل، در صهیونیسم غیردینی و غیریهودی، كسانی جای دارند كه با تكیه بر استدلال های تاریخی، سیاسی و علمی به اسكان یهودیان در فلسطین مشروعیت می بخشند. این همان صهیونیسم لائیك (= غیردینی) است كه تنها مفاهیم سیاسی خویش را به زبان دین بیان می كند. بنابراین، صهیونیسم همواره به معنای یهودیت نیست، بلكه گاه به مفهوم حركتی برای غیر یهودی كردن یهودیت نیز، به كار می رود.10



یهودستیزی[11

صهیونیست ها مدّعی اند كه صهیونیسم، پاسخی به یهود آزاری است. به عقیده آن ها، دولت ها و ملت ها به بیماری علاج ناپذیر یهودستیزی دچار شده اند. بنابراین، یهودیان را، در هر كجا باشند، عنصر بیگانه به حساب می آورند و آنان را در آشكار و پنهان آزار می دهند. حیم وایزمن12 (متوفی 1331 ش / 1952 م) در این باره می گوید: «ضدیت با یهود، میكروبی است ]كه[ هر غیریهودی هر كجا... باشد و هرچند كه خود منكر باشد، بدان آلوده است.» به بیان دیگر،آنان یهودستیزی را بلایی ازلی و ابدی می دانند،كه تنها در پناه یك دولت یهودی می توان از آن رهایی یافت.13

صهیونیست ها، به نمونه هایی بسیار از یهودآزاری در طول تاریخ اشاره می كنند. از نظر آنان، یهود آزاری با شكست دولت یهودی اسرائیل و جهودا (= یهودا)14، به ترتیب در 721 و 586 ق. م توسط آشوریان و بابلیان آغاز، و در نتیجه با پراكنده شدن یهودیان به نقاط دیگر جهان ادامه یافت و به تدریج، روند روبه رشدی به خود گرفت، به گونه ای كه نقطه اوج آن در آلمان هیتلری به چشم می خورد. در این دوره طولانی، یهودیان در امپراتوری روم، كشور لهستان، روسیه تزاری و... بارها سركوب و شكنجه شدند و تنها در سال 770 ش / 1391 م. هفتاد هزار یهودی به دلیل نپذیرفتن دین مسیح(علیه السلام) در اسپانیا جان خود را از دست دادند. افزون بر آن، یهودیان همواره از حق مالكیت در برخی از مناطق جهان، و نیز اشتغال در برخی حرفه ها محروم بوده و اغلب در «گتو»ها15 به سر برده اند.16

البته این ادعاهای صهیونیسم، به هیچ وجه قابل اثبات نیست; زیرا اولاً، برخی از نمونه های تاریخی یهودآزاری، مانند آنچه صهیونیست ها درباره یهودسوزی در آلمان مطرح می كنند، بیش از حد بزرگ شده اند. صهیونیست ها در این مورد، با سلطه ای كه بر ابزارهای تبلیغی جهان و به كارگیری آن دارند، به مظلوم نمایی پرداخته اند. ثانیاً، برخی قصه های یهودآزاری، ساخته و پرداخته یهودیان و صهیونیست هاست، با این هدف كه به روند مهاجرت یهودیان به فلسطین و تأسیس یك دولت یهودی شتاب بخشند. دیوید بن گوریون17 (متوفی 1352 ش / 1972 م) اعتراف می كند: «اگر قدرت داشتم عده ای یهودی را به كشورهای مختلف می فرستادم تا یهودآزاری راتعمّداً به وجود آورند.»18



شواهد دیگری بر نادرستی ادعاهای صهیونیسم در این باره وجود دارد، از جمله:



1. مهاجرت و پراكندگی یهودیان، اغلب به دلخواه آنان و با هدف اقتصادی به سوی پر رونق ترین سرزمین ها صورت گرفت.

2. یهودیان همواره در پهنه ای گسترده از خاك امپراتوری عثمانی، در صلح و آرامش می زیسته اند.

3. یهودیان در بریتانیا، فرانسه و آلمان قرون وسطی، تحت آزار نبوده اند و حتی پس از عصرنوزایی، وضع اجتماعی آنان بهبود یافت.

4. رنج و دردی كه میلیون ها برده آفریقایی سیاه پوست، در انتقال و اسكان اجباری به غرب متحمل شده اند، بیش از رنج و دردی است كه بر یهودیان وارد آمده است. جالب این كه، صاحبان برخی از كشتی های حاملِ بردگان، سوداگران و بانك داران یهودی بوده اند.

5. وقوع یهودآزاری را در حد پایینی می توان پذیرفت كه آن هم به ویژگی های فردی و اجتماعی یهودیان، مانند جمع گریزی و اشتغال در مشاغل غیرمولد، چون رباخواری باز می گردد19 و نیز ریشه در منازعه دائمی كلیسا و كنیسه دارد. به هر روی، نقش یهودآزاری ساختگی در تولد صهیونیسم آنچنان بزرگ بود كه هرتصل آن را موهبت الهی نامید. اگر صهیونیسم محصول یهودآزاری است، پس چرا صهیونیسم به نوعی یهود آزاری از طریق تبعیض بین یهودیان سفاردی و اشكنازی20 مبدل شده است; سؤالی كه صهیونیست همچنان آن را بی پاسخ گذاشته اند.21



نقش امپریالیسم نوین در پدیدآیی صهیونیسم

صهیونیسم، مولود دوران تحول و انتقال سرمایه داری غرب به مرحله امپریالیسم نیز به شمار می رود. در این دوره، همه قدرت های بزرگ برای تأمین منافع استعماری، فعالانه در پی یافتن جای پایی محكم، در خاورمیانه شدند. برای دستیابی به این هدف، نخستین بار ناپلئون بناپارت (امپراتور فرانسه)، به جلب همكاری یهودیان علیه امپراتوری عثمانی دست زد كه البته در این كار توفیقی به دست نیاورد. سپس، بیسمارك (صدراعظم سابق آلمان) برای پاسداری از خط راه آهنی كه قرار بود از برن ـ شهری در آلمان ـ به بغداد كشیده شود، به جذب و به كارگیری یهودیان پرداخت.22 اما سرانجام، این انگلیس بود كه به آرزوی دیرینه اش، یعنی خلق اندیشه صهیونیسم و ترغیب یهودیان اروپای شرقی، روسیه و غرب، برای مهاجرت به فلسطین و تشكیل یك دولت یهودی كه حافظ منافع آن كشور باشد، دست یافت.23

دلایل بسیار در تأیید نقش قدرت های بزرگِ استعماری، به ویژه انگلیس، در پدید آمدن صهیونیسم و رژیم اشغال گر قدس در دست است. به عنوان مثال، در 1219 ش / 1840 م روزنامه تایمز لندن اعتراف كرد كه پیشنهاد استقرار یهودیان در سرزمین فلسطین، مورد حمایت پنج قدرت بزرگ جهانی است. سپس هرتصل فاش كرد: «بازگشت به سرزمین پدرانمان... از بزرگ ترین مسائل سیاسی مورد علاقه قدرت هایی است كه در آسیا چیزی می جویند.» اما همان گونه كه گذشت، انگلیس گوی سبقت را از قدرت های دیگر اروپایی ربود و با ابداع اندیشه صهیونیسم24 زمینه تأسیس رژیم غاصب اسرائیل را فراهم آورد. به بیان دیگر، پس از یك منازعه طولانی میان صهیونیست ها، سرانجام صهیونیست های انگلوفیل25، جناح وابسته به وایزمن، موفق به تثبیت فلسطین ـ مكان موردنظر انگلیس ـ به عنوان جایگاه نهایی استقرار یهودیان گشتند.26

یهودیان تنها نامزد تشكیل دولتی حافظ منافع غرب در منطقه حساس و استراتژیك خاورمیانه بودند; زیرا به عقیده لرد ارل شافتسبُری هفتم27، كه از رجال سیاسی بریتانیا و نیز یك صهیونیست مسیحی بود، اسكان یهودیان در فلسطین، نه تنها برای انگلستان كه برای سراسر دنیای متمدن (= غرب) سودمند خواهد بود. هرتصل نیز بر آن بود كه یهودیان می توانند حلّال مشكل غرب در خاورمیانه باشند.

ماكس نوردو، از صهیونیست های معروف، معتقد بود كه "ما فرهنگ اروپایی را... همچنان حفظ خواهیم كرد... ما به این فكر كه باید آسیایی شویم می خندیم." پیش تر نیز یك كشیش مسیحی پیشنهاد كرده بود، كه برای حفاظت از هندوستان زیر سلطه انگلیس، لازم است یهودیان در فلسطین ساكن شوند. به هرحال، صهیونیست هاخود را مشعل دار تمدن غرب می دانند كه در تلاش است دموكراسی رادرخاورمیانه وقلب آن حاكم كند.28

نتیجه این كه نیازهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب، به ویژه انگلیس، موجب پدیدآمدن جریان فكری صهیونیسم و اسكان یهودیان در فلسطین گردید; جریانی كه با غیر دینی (= سیاسی كردن) یهودیت، در پی تحقق و حفظ منافع استعماری در خاورمیانه برآمد، در حالی كه یهودیت دیندار ممكن بود برای غرب خطرآفرین باشد.29



طبقه سرمایه دار یهود30

از اواخر قرن دهم شمسی / شانزدهم میلادی، یهودیان سفاردی از اسپانیا و پرتغال طرد شدند و در كشورهای عثمانی، هلند و فرانسه سكونت گزیدند. آنان به دلیل مهارت در بانك داری و با بهره مندی از روابط تنگاتنگی كه با سفاردی های عثمانی داشتند، به آسانی به عرصه تجارت جهانی وارد شدند و بدین سان، نخستین گام را در شكل دهی به بورژوازی یهود برداشتند.31 در قرن یازده شمسی / هجدهم میلادی نیز با ارتقای وضع اجتماعی اروپاییان، موقعیت یهودیان، به ویژه در عرصه اقتصادی، بهبود یافت. این امر منجر به تلاش بیش تر بخشی از یهودیان برای رهایی از نظام گیتو و ادغام در جوامع غربی و روی آوردن به مشاغل مولد و در نتیجه، گسترش و تثبیت قشر بورژوازی یهود گردید.32بورژوازی یهود به صورت های گوناگون در پدید آوردن صهیونیسم مؤثر افتاد، كه مهم ترین آن ها عبارتند از:



1. بورژوازی یهود، همگام و همراه با رشد و تكامل سرمایه داری غرب، و همانند آن، همه جهان را بازار مصرف خود می پندارد. در آن زمان، هرچند امپراتوری عثمانی از ضعف اقتصادی رنج می برد، اما به دست آوردن بازار داخلی آن به سادگی امكان پذیر نبود، این امكان با مهاجرت بیش تر یهودیان به عثمانی ـ سرزمینی كه از نیروی كار ارزان عرب بهره مند بود ـ فراهم می آمد. افزون بر این، چنین اقدامی یهودیان غیرفعال اقتصادی و بی علاقه به سرمایه گذاری را به عناصر فعال اقتصادی، در امپراتوری عثمانی تبدیل می كرد و یهودیان باقی مانده در غرب را نیز به سوی فعالیت های اقتصادی و سودآور33 سوق می داد.34

2. سرمایه داری یهود، برای جلوگیری از افزایش تقاضای مالی یهودیان فقیر، كه به كاهش ثروت آنان می انجامید، خواهان طرد آن ها بود، از این رو، با تشكیل دولت اسرائیل، اداره دولت یهودی را در دست گرفتند. بنابراین، بورژوازی یهود، هم در راندن یهودیان از اروپا و هم در اداره كردن آنان در فلسطین اشغالی، نقش اساسی داشته است.

3. بورژوازی یهود در آغاز خواهان مهاجرت یهودیان به فلسطین نبود، بلكه به اعتراف حیم وایزمن، اوگاندا بیش تر مورد علاقه بازرگانان یهودی بود. در مرحله بعد نیز بورژوازی یهود در پی مهاجرت همه یهودیان به فلسطین نبود، بلكه خواهان آن بود كه شمار یهودیان به اندازه ای كاهش یابد كه به رفاه اقتصادی آنان در غرب لطمه ای وارد نسازد. ناحوم ساكولو در این باره اعتراف می كند كه صهیونیسم نه به عنوان یك نهضت، بلكه به عنوان یك اقدام مالی و سرمایه داری ظهور كرده است. البته، یافتن مكانی برای خوش گذرانی و نیز دستیابی به كنترل مجدد یهودیان، از دیگر هدف های بورژوازی یهود در خلق صهیونیسم شمرده شده است.35



صهیونیسم و نقش ادبیات سیاسی

پیش از تولد صهیونیسم سیاسی، صهیونیسم ادبی پدید آمد و نخستین جرقه های سیاسی كردن دین یهود را برافروخت. به دیگر سخن، صهیونیسم، نخست در عرصه زبان، گفتار و اندیشه و آن گاه در عرصه سیاست قد برافراشت. در این روند، صهیونیسم ادبی، زبان عبری را به خدمت گرفت و در گسترش آن كوشید و یهودیان عبری زبان را مورد تشویق و پاداش قرار داد. به دنبال این تلاش چند صدساله، زبان عبری كه به گفته بن گوریون، یك زبان ناگویا بود و در قلب ها می زیست و به نماز و شعر و ادبیات مذهبی اختصاص داشت، به جایگاهی دست یافت كه دیگر تنها زبان زمان گذشته نبود، بلكه زبان آینده، زبان رستاخیز و زبانی بود كه می توانست یهودیان را به عنوان یك ملت یگانه در زیر بیرق خویش گرد آورد.36

در عرصه قلم، اندیشه و هنر، داستان، رمان و نمایش های بسیار پدید آمد، كه به ایفای نقش در تولد صهیونیسم پرداختند. از جمله، اشعار مذهبی یهود ابن هاله وی (متوفی 519 ش / 1140 م) به سود مقاصد صهیونیستی به كار رفت. كتاب «تلمود»371750 م) اندیشه بازگشت به ارض موعود را رواج داد. بنجامین دیزرائیلی (Benjamin Disraeli)در رُمان «دیوید آلروی» (تألیف 1212 ش / 1833 م) شكلی از نژادپرستی افراطی یهودی را به تصویر كشید. زیگموند فروید (متولد 1235 ش / 1856 م) بر لزوم اجرای تربیت صهیونیستی تأكید ورزید. جورج الیوت (Georg Eliot) در رمان «دانیل دروندا»38 (تدوین 1255 ش / 1876 م) كه مهم ترین سند ادبی صهیونیسم به شمار می رود، ناممكن بودن ادغام یهودیان در تمدن های دیگر را گوشزد كرد. افزون بر این تلاش ها، نگارش «دائرة المعارف صهیونیسم و اسرائیل» (تألیف 1259 ش / 1880 م) به سهم خویش، زمینه ساز صدور اعلامیه بالفور39 گردید و آن نیز از زمینه های اساسی تأسیس اسرائیل به شمار می رود.40

برخی از افسانه ها نیز در پدیدآوردن صهیونیسم دخیل بوده اند. مهم ترین این افسانه ها، افسانه «یهودی سرگردان» یا «یهودی دوره گرد» است. این افسانه برای نمایاندن زندگی سراسر آمیخته با رنج و محنت و سرگردانی و بی پناهی یهودیان به كار رفت و به تدریج زمینه ذهنی ضرورت تلاش برای رهایی یهودیان صهیونیست را در اواخر قرن دوازدهم شمسی / نوزدهم میلادی فراهم آورد.41



ادبیات صهیونیستی تنها به ترسیم چهره یهودی یا یهودیان ناراضی نپرداخته، بلكه گاه كوشیده است چهره ای نیك و انسانی از یهودیان به دست دهد، تا آنان راه كسب امتیازات اجتماعی بیش تری را بازیابند و آن را برای ظهور صهیونیسم به كار گیرند. در مجموع، ادبیات صهیونیستی كوشیده اند، با رواج همبستگی یهودیان جهان و مبارزه با تبلیغات ضدصهیونیستی، رنج و ستمدیدگی یهودیت را به تصویر كشند و به پندار خود، وحشی گری اعراب علیه یهودیان را نمایان سازند و به ترویج اندیشه برتری قوم یهود بپردازند.42
پیشگامان صهیونیسم

شخصیت ها و نخبگانی بسیار، در پدید آمدن صهیونیسم نقش داشته اند. در ذیل به نام برخی از شخصیت های سیاسی كه در این زمینه سهم بیش تری از دیگران داشته اند و نیز عمده فعالیت آن ها اشاره شده است:

1. تئودور هرتصل: وی كه بنیان گذار سازمان جهانی صهیونیسم و پدر صهیونیسم به شمار می رود، در بوداپستِ مجارستان به دنیا آمد و در ادلاخ اتریش جان سپرد. هرتصل در هجده سالگی به وین رفت و به تحصیل حقوق پرداخت. وی پس از پایان تحصیلات، به جای كار وكالت، پا به دنیای ادبیات و مطبوعات گذارد. در این دوره، او به تأثیر از موج تازه یهودستیزی در روسیه، لهستان و برخی از كشورهای اروپایی در پی مطالعه كتاب «مسأله یهودی» و نیز به دنبال مشاهده قضیه دریفوس43 به این نتیجه رسید كه تنها راه حل پایان یافتن یهودآزاری، گردآوردن یهودیان جهان در یك سرزمین است. هرتصل، این نظریه را در كتاب دولت یهود (چاپ 1275 ش / 1896 م)، كه در اصل نامه ای به خاندان روچیلدهاست،44 مطرح ساخت و یك سال بعد، نخستین كنگره جهانی صهیونیسم را در شهر بال سوئیس تشكیل داد45 كه هدف آن، ایجاد موطنی برای یهودیان در فلسطین بود،46 در حالی كه خود او به یهودیت ایمان نداشت، به شعایر مذهبی بی اعتنا بود، زبان عبری نمی دانست و به فرهنگ غربی خویش47 مباهات می كرد.48

2. بارون ادموند روچیلد:49 اعلامیه 1296 ش / 1917 م دولت انگلیس، درباره لزوم تأسیس دولت یهودی در فلسطین (= اعلامیه بالفور) با عبارت "لرد روچیلد، عزیزم!" آغاز می شود كه خود نشان از سهم ویژه و مؤثر بارون ادموند روچیلد (متوفی 1313 ش / 1934 م) در تولد و حیات صهیونیسم دارد. او همچنین مشهور به "پدر اسكان یهودیان در فلسطین" است. این عنوان، به پاس تلاش مستمر وی در خرید زمین و املاك اعراب فلسطینی و هزینه كردن یك میلیون و شش صد هزار لیره استرلینگ برای احداث دهكده های مهاجرنشین در فلسطین، به او داده شد. ادموند روچیلد به خانواده ای ثروتمند و یهودی الاصل تعلق داشت كه از راه صرافی و بانك داری به ثروتی افسانه ای دست یافت. از این رو، اعضای خانواده روچیلدها به سلاطین مالی مشهورند. این خانواده ثروتمند، به پاس خدمات مالی شان به دولت اتریش، از سوی آن دولت به لقب بارون50 مفتخر شدند. سهم ادموند روچیلد در شكل گیری اسرائیل نیز بسیار است. خود او در این باره اعتراف می كند «بدون من صهیونیست ها هیچ كاری نمی توانستند انجام دهند.»51 دولت اسرائیل نیز به منظور قدردانی از خدمات وی، نام او را بر یكی از بلوارهای تل آویو52 نهاده است.53

3. حیم وایزمن: وی برجسته ترین رهبر صهیونیستی پس از هرتصل است. خدمات او به نیروی دریایی بریتانیا54، زمینه را برای پذیرش نظریه هایش درباره لزوم تأسیس یك دولت یهودی در فلسطین، نزد مقام های انگلیسی و نیز برای صدور اعلامیه بالفور، فراهم آورد. وی پس از هرتصل، به رهبری سازمان جهانی صهیونیسم و سپس به ریاست آژانس یهود55 در فلسطین و سرانجام به ریاست جمهوری اسرائیل (= اولین رئیس جمهور اسرائیل) برگزیده شد.56

4. لرد ارل شافتسبری هفتم: وی یكی از برجسته ترین رجال سیاسی بریتانیا و نیز برادرِ همسر پالمرستون، نخستوزیر اسبق انگلیس بود. وی ریاست صندوق كشف فلسطین را بر عهده داشت و به پیشنهاد او نخستین كنسول گری انگلیس در بیت المقدس تأسیس شد. شافتسبری بر پایه این استدلال كه هر ملت باید دارای وطن باشد و سرزمین كهن از آن ملت كهن است، مشوّق نظری و عملی مهاجرت یهودیان به فلسطین گردید.57

5. بنجامین دیزرائیلی: این سیاستمدار و نویسنده یهودی الاصل انگلیسی در 1216 ش / 1837 م به عضویت پارلمان و سپس به رهبری مجلس عوام و حزب محافظه كار انگلیس درآمد و آن گاه به نخستوزیری رسید. دیرزائیلی، بار دومی كه به نخستوزیری بریتانیا رسید، ورود یهودیان به پارلمان آن كشور، در كسوت نمایندگی را قانونی ساخت و مهم تر از آن، به ابتكار شخصی، سهام ترعه (= كانال) سوئز58 را پس از اخذ و دریافت وام چهار میلیون لیره ای از بارون ادموند روچیلد، از خدیو مصر خرید و آن را در اختیار دولت انگلیس قرار داد و بدین سان، سلطه انگلیس را بر مصر، فلسطین و صحرای سینا فراهم كرد. چهل سال بعد، دولت بریتانیا به پاس قدردانی از زحمات او و دیگر صهیونیست ها، فلسطین را به عنوان سرزمین یهودیان در نظر گرفت. بنابراین، تأثیر دیزرائیلی در شكل گیری دولت یهود غیرمستقیم، ولی اساسی بود.59



6. اسرائیل بیر:(Israel Beer) وی كه در سال 1223 ش / 1844 م. به پل جولیوس رویتر60 تغییرنام داد، در 1195 ش / 1816 م به دنیا آمد و در سیزده سالگی از آلمان به انگلیس مهاجرت كرد. او به تدریج به فعالیت های خبری علاقه مند شد و سرانجام در 1228 ش / 1849 م مؤسسه ای برای گرداوری خبر در فرانسه و بلژیك تأسیس كرد تا آلمان را به خطوط تلگراف آن دو كشور متصل كند. بیست و پنج سال بعد، این مؤسسه به یك خبرگزاری بی رقیب تبدیل شد و به این گونه، رویتر به ثروت و شهرتی فراوان دست یافت. وی از اولین كسانی است كه در اواسط قرن دوازدهم شمسی / نوزدهم میلادی با خرید زمین در فلسطین، سنگ بنای دولت غاصب و اشغالگر اسرائیل را گذارد. و همچنین، با در اختیار داشتن سازمان عظیم خبری رویتر، بیش ازهریهودی دیگربه شكل دهی صهیونیسم كمك كرد.61



صهیونیسم و ماركسیسم

یكی دیگر از عوامل شكل گیری صهیونیسم، ماركسیسم62 و كمونیسم است. برخی از شواهدی كه در این زمینه مورد استفاده قرار می گیرند، عبارتند از:

الف. در عقاید كارل ماركس (متوفی 1262 ش / 1882 م) كه یك یهودی بوده است، آلمان كشوری به شمار می رود كه گرفتار انقلاب كارگری خواهد شد و یهودیان در آن انقلاب، همانند انقلاب های گذشته بشری، نیروی پیشرو خواهند بود. صهیونیست ها به تأثیر از ماركس، ملت برگزیده خداوند، یعنی یهودیان، را همواره عامل هر حركت پیشروانه و مترقیانه به حساب می آورند. به عقیده آنان، این نقش پیشتازی در جریان تولد و رشد كمونیسم و نیز در فرایند برپایی و پیروزی انقلاب كمونیستی روسیه وجود داشته است; زیرا بیش تر اعضای كادر مركزی حزب كمونیست شوروی سابق مانند تروتسكی63، یهودی بوده اند. مضافاً این كه بسیاری از رهبران صهیونیستی چون بن گوریون از روسیه تزاری كه نخستین كشور كمونیستی جهان بوده است، برخاسته اند.64

ب. صهیونیست ها، همانند كمونیست ها، از ماتریالیسم65 تاریخی ماركس در تحلیل گذشته و آینده خود سود می جویند. به گمان صهیونیست ها، دوران كمون اولیه66، جلوه روزگار یهودیان پیش از حضرت یعقوب(علیه السلام)است. در دوره برده داری، برده دارانی غیریهودی مانند فروعون، یهودیان را به بردگی گرفتند. در دوران فئودالیسم67و سرمایه داری، زمین داران و سرمایه داران غیریهودی بر مسند قدرت باقی ماندند و یهودیان را به سوی كارهای كم ارزش و پستی چون صرافی سوق دادند. «در این جا بود كه یهود لازم... ]دید [كه با انقلاب كمونیستی رقبا را از میدان به در كرده و با ایجاد یك حزب نیرومند... تمامی قدرت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را به دست گیرد.»68 به هر روی، كمونیسم، جهان را با دیدگاه مادی محض تفسیرمی كند، دین راافیون توده ها می داند، عواطف و احساسات و اخلاق را روبنا می شمارد، حركت تاریخ را براساس جبر تشریح می نماید، شیرازه جامعه را بر اقتصاد قرار می دهد، برای نیل به هدف از هر وسیله ای بهره می برد و طبقات و نه شخصیت ها را تاریخ ساز می داند، صهیونیسم نیز معتقد است:



1. ثروت، پایه و اساس حكومت هاست. در نتیجه، جهان را باید از دریچه سكه و سرمایه دید.

2. ایمان مذهبی را باید ریشه كن كرد و به جای آن ارقام و اعداد را جایگزین نمود.

3. سیاست هیچ وجه مشتركی با اخلاق ندارد و حكومت اخلاقی محكوم به شكست است.

4. بی گمان، یهودیان براساس مشیّت الهی به آقایی و سروری جهان می رسند.

5. طلا، برترین نیروی محرّك جهانی، در دست یهودیان است.

6. از مكر، تزویر و خیانت برای نیل یا نزدیك شدن به هدف می توان سود برد.

7. هیچ تحولی بدون دخالت و نظارت پر قدرت و نفوذ وافر یهودیان انجام نمی شود.69



2. ملی گرایی

ناسیونالیسم یا ملی گرایی جدید، محصول انقلاب كبیر فرانسه و یكی از آثار تمدن نوین غرب است. پس از انقلاب كبیر فرانسه، میل به وطن خواهی و آرمان های قومی در ملیّت ها و اقلیت های دینی، چون یهودیت، افزایش یافت. از این رو، صهیونیسم را نمی توان فرزند درد و رنج یهودیان دانست، بلكه اگر به یهودیان آزار و آسیبی نیز نمی رسید، باز هم، تولد صهیونیسم برپایه رشد ناسیونالیسم غربی اجتناب ناپذیر بود. هرتصل هم با بیان این كه "مسأله تشكیل حكومت یهودی بیش از آن كه مسأله ای مذهبی یا اجتماعی باشد، مسأله ای ملی است." بر تأثیر فزاینده ملی گرایی در خلق صهیونیسم تأكید میورزد. همچنین مارتین بوبر، یكی از بزرگ ترین منادیان یهود در قرن حاضر، بر ویژگی ناسیونالیستی صهیونیسم تأكید می كند. افزون بر این، آلبرت اینشتین اززیان های گسترش ناسیونالیسم بر یهود، بیمناك بود.70

این اعتقاد كه یهودیت ریشه در روح جمعی و گروهی، زبان و دشمن و سرزمین مشترك دارد، همواره میان یهودیان وجود داشته است. ولی یهودیان در گذشته، قادر به بهره گیری از این عناصر برای خلق دولت یهود نبوده اند. سرانجام گروهی با تأكید بسیار بر عناصر ناسیونالیستی یهود، زمینه های ظهور صهیونیسم و تأسیس دولت یهودی را فراهم آوردند. البته ظهور لیبرالیسم كه میل به آزادی و برابری را شدت می بخشد، در بهبود وضع عمومی، اجتماعیوسیاسی یهود و ظهور ناسیونالیسم یهودی (= صهیونیسم) تأثیر بسزایی داشته است.71

امروزه برخی اندیشمندان، عناصری را كه یهودیان افراطی یا صهیونیسم، به عنوان عناصر تكشیل دهنده دولت یهود مطرح می كنند، مورد تردید جدی قرار داده اند; زیرا:



اولاً، صهیونیسم، جریانی غیر دینی است و از این رو، نمی تواند با تكیه بر عناصر سازنده دین، به حیات خود مشروعیت بخشد.

ثانیاً، یهود، یك نژاد نیست، بلكه یك دین است، آن هم دینی كه پیروان پراكنده اش در هیچ نقطه جهان دارای اكثریت جمعیتی نبوده اند.

ثالثاً، یهود یك ملت نیست; زیرا یهودیان از عناصر تشكیل دهنده ملت، چون زبان و دشمن مشترك برخوردار نیستند.

رابعاً، صهیونیسم با طرح قوم برگزیده بودن یهود، در پی سلطه بر جهان است، در حالی كه برتری و برگزیدگی راستین نیز نمی تواند وسیله ای برمشروعیت بخشیدن به رفتارسلطه گرایانه باشد.

خامساً، اگر فلسطین قبله گاه ویژه یهودیان است، پس چرا بیش تر یهودیان آن را نمی شناخته و حتی درباره موقعیت جغرافیایی آن نیز بی اطلاع بوده اند؟

سادساً، ناسیونالیسم صهیونیستی به شكلی افراطی درآمده و بشر امروز به هیچ رو پذیرای تحمل ناسیونالیستی نیست كه برای تحقق هدف های خویش، به كشتار، خشونت، ازدواج قومی و رفتار ناپسند دست می زند.72





قوم برگزیده

تفسیر و نگرش خاص صهیونیست ها از ایده قوم برگزیده به شكل های زیر در پدید آمدن صهیونیسم دخالت داشته است:



1. براساس متون دینی یهودی، یهود قوم برگزیده خداوند است; چرا كه خدا به بنی اسرائیل وعده حكومت از نیل تا فرات را داده است. این آموزه، تفسیر كلام خداوند به حضرت ابراهیم(علیه السلام)است كه فرمود: "به اخلاف تو، این سرزمین، از رود مصر تا شط بزرگ ]یعنی[ شط فرات را عطا می كنم." در واقع، كتاب مقدس یهودیان، آنان را "قومی كه خداوند كیفرشان داده و در همان حال برگزیده است" معرفی می كند. به دیگر سخن، براساس متون دینی یهودیان، آنان عطیّه الهی اند، و خداوند آنان را دوست می دارد و از این رو، آنان را از میان مردم زمین برای اداره حكومت جهانی برگزیده است.73



اندیشه مذكور در شرایط عادی و در وضعیت طبیعی به پدیدآمدن صهیونیسم منجر نشده است، بلكه بزرگ نمایی و سیاسی كردن آن، زاینده صهیونیسم است; زیرا:



الف. هرتصل بنیان گذار صهیونیسم، فردی غیرمذهبی بود، وی اعتراف كرد كه آرا و عقایدش متأثر از مذهب یهودی نیست، بلكه او انسان بی دینی است. در تأیید این اعتراف، یوری اونری Uri Avnery)) عضو سابق مجلس اسرائیل، بر این نكته پای فشرد كه اكثریت جمعیت اسرائیل، بی مذهب و حتی ضد مذهب اند.74



ب. درتفسیربرگزیده شدن قوم بنی اسرائیلواعطای حكومت نیل تا فرات به آنان از سوی خداوند، دو نظریه مطرح است:



اول. وعده فوق كه به بنی اسرائیل داده شده، مربوط به زمان های گذشته است كه خانه به دوش بوده اند، و پس از مدتی این وعده (تشكیل دولت یهود) تحقق یافته است.



دوم. این وعده مربوط به آینده است، بدین گونه كه یك منجی ظهور می كند و یهودیان را به ارض موعود می برد. و البته، هنوز آن منجی ظهور نكرده است.75



2. یكی از دیگر دلایل یهودیان برای اثبات برگزیده بودن خویش، ویژگی هایی است كه به گمان آنان تنها در یهودیان وجود دارد. یهودیان گمان می كنند كه شباهتی به ملل دیگر ندارند و نژادشان پاك ترین و خالص ترین نژادهاست، و به این دلیل، در سراسر تاریخ از پذیرش حاكمیت و سلطه هر سلطانی جز پروردگار عالم سرباز زده اند. همچنین یهودیان برآنند كه قوم یهود، ملّتی است بی مانند و آنان، نخستین مورّخان دنیا، تنها دارندگان فرهنگ مستقل در خاورمیانه و جهان، گل سر سبد آفرینش، مردمی كوشا و توانا، اولین كاشفان حكومت جهانی خدا، نژاد برتر و ملت مقدس اند و به دلیل برخورداری از این ویژگی ها، بر دیگران می بالند و خود را شایسته حكومت مستقل و یا مسلط بر جهانیان می دانند.76



اگر هم بر فرض، این گمان و اعتقاد آنان درست باشد، به هیچ روی موجب پدید آمدن حقی برای تشكیل دولت یهود و سلطه بر جهان نمی شود. افزون بر این، تحقیقات نوین، اولاً، برخورداری یهودیان از ویژگی های مذكور را رد می كند و ثانیاً، اگر فرض شود كه این ویژگی ها در یهود هست، اثبات وجود آن ها در همه یهودیان ممكن نخواهد بود. چنان كه ساكولو می گوید: «خلوص و ناآلودگی مطلق]دریهود[وجودندارد.»77 چگونه می توان پذیرفت كه آلودگی دریهودنیست، درحالی كه یكی از زمینه های پدید آمدن صهیونیسم، نجات یهود از آلودگی نژادی است؟ از این رو، ساكولو به عنوان یك صهیونیست، یهودیانی را كه زنان غیریهودی می گیرند، سرزنش و نفرین می كندو می كوشد آنان راازاین كارِگناه آلود باز دارد.78
آرمان مذهبی

یهودیان مدعی اند كه خداوند در كتب دینی به آنان وعده داده است كه روزی فرزندان و بازماندگان قوم برگزیده و در همان حال پراكنده یهود از سراسر جهان به دور كوه صهیونِ اورشلیم گرد می آورد و آنان رابرای همیشه از آوارگی نجات می دهد و در فلسطین ساكن می كند. خداوند این وعده را توسط یك منجی الهی محقق می سازد. بنابراین، نتیجه می گیرند، بازگشت یهودیان به ارض موعود، یك آرمان مذهبی و حاكی از علاقه آنان به فلسطین و نیز نمایان گر تلاش یهودیان در همسان سازی سرنوشت هم كیشان است.79



در این زمینه، صهیونیست ها جایگاه مذهبی فلسطین یا سرزمین موعود را بسیار بالاتر از آنچه هست، نشان می دهند و از آن بهره برداری سیاسی می كنند، به گونه ای كه ژنرال موشه دایان می گوید: «اگر كتاب مقدس به ما تعلق دارد و اگر خود را به عنوان امت دینی كتاب ]مقدس[ تلقی می كنیم، بایستی تمامی سرزمین های كتاب مقدس را در تملك خویش داشته باشیم.» و به عقیده روژه گارودی، ایگال امیر به امر خداوند و گروه خود، یعنی جنگاوران اسرائیل، اسحاق رابین را ترور می كند; زیرا رابین برخلاف عقاید دینی، در پی آن بود كه بخشی از سرزمین موعود (= كرانه غربی رود اردن) را به اعراب تسلیم كند.80



در نقد این عقیده می توان گفت: اگر وعده بازگشت به سرزمین موعود، كلام وحی باشد، آن به معنای سرزمین جغرافیایی نیست، بلكه اعاده صهیون به یهود اشاره به انعقاد نوعی پیمان با خداوند است. از این رو، به نظر می رسد فلسطین هیچ گاه سرزمین موعود یهودی نبوده است. شاید از این روست كه مجمع اصلاح یهودیت در 1264 ش / 1885 م اعلام نمود كه انتظار بازگشت به فلسطین را ندارد، یا برخی از آنان گفته اند: آمریكا و آلمان، صهیون یهودیان است. البته حذف كلمه صهیون در ادعیه مذهبی نیز نشان از بی پایگی این عقیده دارد كه صهیون در فلسطین است.81



بنابراین، ادعای صهیونیسم مبنی بر این كه صهیون در فلسطین است، درست نیست; زیرا صهیونیست ها در اواخر قرن سیزده شمسی / اوایل قرن بیستم میلادی، فلسطین را پس از بررسی و رد مناطقی چون سورینام، كنیا، اوگاندا، قبرس، موزامبیك، آرژانتین، كنگو، آنگولا، طرابلس (= لیبی) و صحرای سینا82 به عنوان مكانی برای تأسیس حكومت یهود برگزیده اند. نتیجه این كه آنان حتی به اندازه یهودیان در اندیشه فلسطین نبوده اند و این واقعیت كه صهیون برای صهیونیست ها مهم نیست، با اعتراف لئوپنسكر Leo pinsker))، صهیونیست مشهور به این كه "ما فقط به قطعه زمینی نیاز داریم كه... اعتقاد به خدا و كتاب مقدس... را به آن جا ببریم» و نیز با این اعتراف هرتصل كه تلاش او برای تأسیس دولت یهودی، یك برنامه استعماری است، روشن تر می گردد.83



افزون بر آنچه گذشت، زمینه های دیگری نیز در زایش صهیونیسم دخیل بوده اند، كه در ذیل به برخی از آن ها اشاره می شود.



الف. ماجرای آلفرد دریفوس: وی (متوفی 1314 ش / 1935 م) افسر یهودی ارتش فرانسه بود كه در 1273 ش / 1894 م متهم به تحویل مدارك نظامی محرمانه و مهمی به آلمان شد. او در همین سال دستگیر، محاكمه و به حبس ابد محكوم گشت، ولی در 1278 ش / 1899 م تبرئه و در 1285 ش / 1906 م به خدمت فراخوانده شد. این ماجرا از یك سو، موج تازه ای از یهودآزاری و از سوی دیگر، یهودگرایی را در اروپا شدت بخشید. اگر چه ماجرای دریفوس نزاعی میان گروه های چپ و راست فرانسه تلقی می شد، اما صهیونیسم، آن را به عنوان یكی از مظاهر آزار و ستم بر یهودیان مطرح ساخت. همین ماجرا، اثری عمیق بر افكار هرتصل گذاشت، چونان كه وی را به یافتن یك راه حل اساسی برای رهانیدن و نجات یهودیان از ظلم و ستم كشاند. در پی آن، وی طرح تأسیس یك كشور یهودی را به عنوان راه حلی برای نجات یهودیان از یهودآزاری، در كتاب «یهود و دولت» خویش به دست داد.84



ب. جنبش ها و گروه های صهیونی: از دیگر زمینه های ظهور صهیونیسم، تأسیس و تداوم فعالیت ها و جنبش های صهیونی است. از مهم ترین این گروه ها و جنبش ها، گروه عشّاق صهیون و جنبش بیلو85 بودند كه در نخستین سال های دهه 1260 ش / 18890 م در روسیه پدید آمدند و به سرعت در كشورهای دیگر گسترش یافتند. جنبش بیلو، متأثر از آرا و نظریه های پنسكر، رهبر عشاق صهیون بود، اما رنگ صهیونیستی بیش تری نسبت به عشاق صهیون داشت، به گونه ای كه نخستین مهاجرت گروهی به فلسطین از ابتكارات این جنبش است. در مجموع، نتیجه تلاش های حدود پانزده ساله گروه عشاق صهیون و جنبش بیلو، ظهور هرتصل و نگارش كتاب «دولت یهود» است. هرتصل برای نیل به هدف تأسیس كشور یهودی، جنبش ها و سازمان های پراكنده صهیونیستی را در كنفرانس بال، زیر چتر سازمانی واحد (= سازمانی جهانی صهیونیسم) گرد آورد.86



ج. نگاه منفی اروپا به یهود: اروپاییان با نگاهی منفی به یهودیان می نگریستند. از نظر آنان، یهودیان موجوداتی پست، ملتی فرومایه، استثمارگران اصلی اقتصاد اروپا، ناتوان در همسانی با دیگران، نژادی با زاد و ولد فراوان و عناصری فقیر و انگل بودند و به عقیده بالفور، آنان دشمنانی بودند كه حضورشان در تمدن غرب به فلاكت آن می انجامید. بنابراین، اروپاییان، تاب تحمل آن ها را نداشتند و بر آن شدند تایهودیان را از اروپا اخراج و در یك سرزمین خارجی، مانند فلسطین، ساكن كنند. در این صورت، یهودیان فقیر و انگل با حراست از كانال استراتژیك سوئز به ابزار سودمند برای غرب مبدل می شدند.87



د. ناتوانی یهود در همسانی اجتماعی: زندگی اجتماعی یهودیان در اروپا، همراه با مشكلات و موانعی بود، یكی از این مشكلات و موانع این بود كه یهودیان توانایی هماهنگی و همسانی با جامعه غرب را نداشته و برای پاسداری از آداب، سنن و عقاید یهودی، علاقه ای به ادغام از خود نشان نمی دادند و چون ناچار بودند توان و نیروی خویش را در بهسازی، عمران و آبادانی تمدن غرب ـ تمدنی كه در آن عنصری بیگانه بودند ـ به كار گیرند، هیچ گاه خشنود نبوده اند. از این رو، به سوی نظریه تأسیس دولت مستقل یهودی كه می توانست آنان را از شرّ غرب رهایی بخشد، گرایش یافتند.88



هـ. ادعای پاسداری از دین: در دوره رنسانس89 و انقلاب صنعتی غرب، حصار زندگی گیتویی یهودیان فرو ریخت. این امر مواجهه و برخورد یهودیان با فرهنگ غیرخودی و تضعیف عقاید دینی را در پی داشت و از قدرت پاسخ گویی یهودیت به نیازهای نوین مردم یهودی كاست. در نتیجه، گروهی كه به ظاهر در پی حفظ هویت ملی و مذهبی یهود بودند، تحت تأثیر عوامل گوناگون و به ویژه نفوذ استعمارگران، به سیاسی كردن یهودیت، یعنی آفرینش صهیونیسم پرداختند. در دستیابی به این هدف، حفظ انسجام نسبی یهودیان و ممانعت از تفرقه آن ها ضروری بود.90



و. حقوق و آزادی های مدنی: تحولات اجتماعی در غرب پس از عصر نوزایی، به گسترش حقوق مدنی و ترویج آزادی های سیاسی و توسعه شعارهای برابری و برادری همگانی انجامید. این موضوع به یهودیان امكان داد تا در پرتو فضای ایجاد شده، به تقویت عناصر ناسیونالیستی یهودیت، همچون نژاد، خون، مذهب، وطن و زبان بپردازند. به عنوان مثال، بسط و رشد آزادی سیاسی، موجب دست كشیدن یهودیان آلمانی از زبان محلی «یدیش» و روی آوردن به زبان عبری گردید. خلاصه این كه بهره گیری از عناصر ناسیونالیستی برای خلق صهیونیسم در پرتو گسترش حقوق مدنی غربی به وقوع پیوست.91



ز. شكست دادن عثمانی ها: تجزیه و نابودسازی امپراتوری عثمانی از اهداف استعمارگران بود; زیرا تجزیه یك امپراتوری مسلمان افزون بر این كه شكست دشمن و حریفی دیرینه به شمار می رفت، بازار مصرف، مواد اولیه و موقعیت اقتصادی نوینی را برای یكایك استعمارگران، به ویژه بریتانیا به عنوان بزرگ ترین دولت استعماری، فراهم می آورد. به اعتراف سرهنگ جورج گاولر (GeorgeGauler) ـ حاكم انگلیسی استرالیای جنوبی ـ فلسطین به عنوان محور، مركز عصب و قلب دنیاست. بنابراین، تصرف و تصاحب آن توسط هر یك از كشورهای رقیب، ضربه ای هولناك بر پیكر بریتانیا وارد می ساخت.92



ح. اندیشه ملت واحد: ترویج اندیشه ملت واحد، در باروری صهیونیسم سهیم بوده است. در ترویج و ترزیق این اندیشه، كسانی چون اسحاق نیوتن93 و روسو94 دارای سهمی بزرگ اند. در نوشته های كانت95 و فیخته96 نیز یهودیان به عنوان یك ملت انداموار (ارگانیك) یا واحد معرفی شده اند. كوشش های آنان منجر به نگارش كتاب سرزمین جلعاد (چاپ 1259 ش / 1890 م) و تولد سرود هاتیكوه97به معنای امید شد كه اولی بر لزوم اسكان یهودیان در یك سرزمین معین پای می فشرد98 و دومی برحركت صهیونیسم به سوی فلسطین.99



بدیهی است پرداختن به عوامل دیگری همچون: نقش مهاجرت های یهودیان به نقاط گوناگون جهان، تحریف متون دینی و سكوت روحانیان مذهبی و نیز خاموشی و بی تفاوتی مسلمانان و حكومت های اسلامی در پدیدآمدن صهیونیسم، مجال و فرصت دیگری را می طلبد.



پی نوشت ها

1. Zionism

2ـ نگارنده مقاله ای تحت عنوان "زمینه های شكل گیری رژیم اشغال گر قدس" را در دست تدوین دارد. برخی از این زمینه ها عبارتند از: اعلامیه بالفور، سازمان ملل متحد، قیمومیت انگلیس بر فلسطین و تركان جوان.

3ـ تئودور هرتصل ـ بنیان گذار صهیونیسم ـ (Thedar herzel) به شكل های گوناگون همچون: تئودور هرتزل، هرزل، هرتسل و... نوشته می شود، ولی معمولاً آن را به صورت «هرتصل» می نگارند.

4ـ ناحوم ساكولو (Nahum sokolow) مورخ صهیونیستی است.

5ـ عبدالوهاب المسیری، صهیونیسم، ترجمه لواء رودباری، ص 7 / حمید احمدی، ریشه های بحران در خاورمیانه، ص 3 / علی آقا بخشی، پیشین، ص 423 / ب. پراهی، فریب خوردگان صهیونیسم، ترجمه ابوالقاسم سرّی، ص 27

6ـ انسان رهایی بخش را در زبان عبری "ما شیاح" می گویند.

7ـ حمید احمدی، پیشین، ص 3 / روژه گارودی، پرونده اسرائیل و صهیونیزم سیاسی، ترجمه نسرین حكمی، ص 5 / عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 8

8ـ هر كسی كه خواهان مهاجرت یهودیان جهان به فلسطین باشد، صهیونیست است، خواه یهودی باشد و یا نباشد. بنابراین، هر یهودی، صهیونیست نیست، و به عكس، برخی صهیونیست ها غیریهودی اند.

9ـ عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 7 ـ14 / عادل توفیق عطاری، تعلیم و تربیت صهیونیستی، ترجمه مجتبی بردبار، ص 50 / روژه گارودی، تاریخ یك ارتداد، اسطوره های بنیان گذار سیاست اسرائیل، ترجمه مجید شریف، ص 23

10. Anti - Semitism

11ـ «حیم» یا «حیئم» یا «چیم وایزمن» (Chaim weizman) پس از هرتصل، جامعه صهیونیستی را برای نیل به تأسیس اسرائیل رهبری كرد.

12ـ یوری ایوانف، صهیونیسم، ترجمه ابراهیم یونسی، ص 74 ـ 71 / عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 36

13ـ نام دولتِ دیگر یهودی، یهودا (= یهوذا) بود.

14ـ «گتو» Ghetto در گذشته به محله ای در یك شهر گفته می شود كه یهودیان به اقامت در آن مجبور بوده اند.

15ـ آلاسدایر دراسدل و جرالد اچ. بلیك، جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا، ترجمه درّه میرحیدر، ص 361

16ـ دیوید داود بن گوریون (David Ben Gurion) در لهستان به دنیا آمد و در اسرائیل مرد. وی نخستوزیر اسرائیل در سال های نخستین تأسیس رژیم صهیونیستی بود.

17ـ پراهی، فریب خوردگان صهیونیسم، ص 6 / گالینا نیكیتینا، دولت اسرائیل، ترجمه ایرج مهدویان، ص 32

18ـ یوری ایوانف، پیشین، ص 32 و 40 و 74 و 71 / عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 75 و 24

19ـ سفاردی (sepharadi) و اشكنازی (Ashkanase) به ترتیب به یهودیان مهاجر اروپای شرقی و شمال غرب اروپا به اسرائیل اطلاق می شود.

20ـ عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 88

21ـ پیش از جنگ جهانی اول، صهیونیست ها به آلمان دل بسته بودند، ولی با مشاهده شكست قریب الوقوع آلمان و پیروزی انگلیس، به آن روی آوردند.

22ـ یوری ایوانف، پیشین، ص 54 و 48، 45، 13

23ـ به عقیده ماكس نوردو (Max Nordau) یكی از رهبران صهیونیست ها در قرن بیستم میلادی، صهیونیسم اختراع انگلیس است. ر. ك. به: یوری ایوانف، پیشین، ص51

24ـ انگلوفیل به افراد و گروه هایی می گویند كه گرایش و وابستگی شدید به انگلیس دارند.

25ـ یوری ایوانف، پیشین، ص 85 و 51 و 47، 18

26. Seventh Earl shafes bury

27ـ عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 54 و 12، 8، 5 / یوری ایوانف، پیشین، ص 69

28ـ عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 29

29ـ بورژوازی (Bourgeoisie) برای طبقه سرمایه دار نیز به كار می رود. ر. ك. به: علی آقا بخشی، پیشین، ص 35

30ـ به عقیده ایوانف، بورژوازی یهود محصول رنسانس نیست، بلكه پیش از آن نیز وجود داشته است. ر. ك. به: یوری ایوانف، پیشین، ص 26 ـ 20

31ـ عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 8 و 7 و 2

32ـ مایر ویلنر (Mcir vilner) سیاستمدار اسرائیلی می گوید: «صهیونیسم نماینده ایدئولوژی ارتجاعی یهودیان بورژوازی طرفدار امپریالیست است.» ر. ك. به: پراهی، پیشین، ص 30

33ـ المسیری، پیشین، ص 55، 40 و 17، 9

34ـ یوری ایوانف، پیشین، ص 83 و 82 و 52 / نیكیتینا، دولت اسرائیل، ص 31

35ـ غسان كنفانی، نگاهی به ادبیات صهیونیسم، ترجمه موسی بیدج، ص 23 ـ 13

36ـ تلمود یا تعلیم، كتابی است شامل دو بخش كه یكی را «مشنا» و دیگری را «گمارا» گویند. مشنا، مجموع تعالیم مختلف یهود است و گمارا، تعلیمات و تفاسیری است كه پس از تكمیل مشنا در مدارس عالیه یهود به وجود آمد. ر. ك. به: روژه گارودی، پرورنده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی، ص 181

37. Daniel Deranda

38ـ اعلامیه بالفور (Deslavation Balfeur) از سوی لردآرتور بالفور (Lord Arthur James Balfeur) وزیر امورخارجه وقت انگلیس صادر شد. مفاد این اعلامیه به پیشنهاد وی در كنفرانس سان ریمو (San Remo) ـ شهری در ایتالیا ـ به تأیید متفقین رسیده بود.

39ـ روژه گارودی، پرونده اسرائیل و صهیونیزم سیاسی، ص 47و 42 و 33 و 28 / عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 17 ـ 14. در ) این جا باید به ترجمه عبری كتاب جلعاد (Gileadـ نام منطقه ای در شرق اردن ـ اشاره كرد كه ركورد بی سابقه ای در فروش نشریات عبری برجای گذاشت.

40ـ كنعانی، نگاهی به ادبیات صهیونیسم، ص 66، 57

41ـ همان، ص 81، 71، 43، 41

42ـ آلفرد دریفوس (Alfred Drevtus) سرباز یهودی ارتش فرانسه بودكه به اتهام جاسوسی به نفع آلمان دستگیر و زندانی شد.

43ـ Rothschil (Rotschil) یك خانواده ثروتمند یهودی است كه یكی از اعضای آن سهمی ویژه در شكل گیری صهیونیسم داشته است.

44. The Bale Declaration Conferenc

45ـ او در این زمان گفت: "امروز بنیان دولت یهود را گذاردم." ر. ك. به: حمید احمدی، پیشین، ص 37

46ـ هرتصل نقش ممتازی در حیات مجدد یهودیان داشت. از این رو، به وی لقب موسی جدید داده اند. ر. ك. به: یوری ایوانف، پیشین، ص 83

47ـ غلامرضا علی بابایی، پیشین، ج 1، ص 49، ج 2، ص 414، ج 3، ص 313 / عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 63 و 55، 52

48. Edmond Rothschild (Rotschild)

49ـ بارون (Baron) یكی از القاب سابق اشراف و نجبا در اروپا بود. ر. ك. به: حسن عمید، فرهنگ فارسی عمید، ج 1، چاپ 1364، ص 296

50ـ اسرائیلی ها اعتراف كرده اند كه اگر كمك بارون ادموند روچیلد از پاریس نبود، مهاجرت یهودیان امكان پذیر نبود. ر. ك.به: حمید احمدی، پیشین، ص 26

51ـ پایتخت رژیم اشغال گر قدس.

52ـ روچیلدها، ترجمه رضا سندگل و منیژه اسلامبول چی، ص 94 / غلامرضا علی بابایی، پیشین، ج 3، ص 149 / حمید احمدی، پیشین، ص 26

53ـ وایزمن استاد شیمی دانشگاه منچستر انگلیس در 1915 م / 1294 ش ماده استون (Asetone) را كشف كرد. این ماده در ساخت سلاح های جنگی با قدرت انفجاری بالا به كار می رود. ر. ك. به: حمید احمدی، پیشین، ص 156

54ـ این آژانس در 1308 ش / 1292 م به وسیله صهیونیست ها برای تسهیل مهاجرت، جذب و اسكان یهودیان در فلسطین تشكیل شد.

55ـ حمید احمدی، پیشین، ص 84 و 28 / غلامرضا علی بابایی، پیشین، ج 3، ص 319

56ـ عبدالوهاب المسیری، پیشین، ص 12 ـ 8

57ـ كانال سوئز برای انگلیس بسیار حیاتی بود. هربرت سموئل، یكی از صهیونیست های معروف در این باره می گوید: «نزدیك شدن یك نیروی اروپایی به كانال سوئز خطر جدی برای طرح های مهم دولت بریتانیا بود.» ر. ك. به: حكم دروزه، پرونده فلسطین، ترجمه كریم زمانی، ص 20

58ـ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهان زیر سلطه صهیونیزم، ص141 / علی اكبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ج 7، ص 10023

59ـ پل جولیوس (ژولیوس) رویتر (Paul Julius Reuter) در 1872 م / 1250 ش. امتیاز بهره برداری و استخراج اكثر معادن ایران را از ناصرالدین شاه دریافت كرد. این امتیاز كه به معنای فروش ایران بود، در پی مخالفت های داخلی و خارجی لغو شد و شاه برای دلجویی از او، امتیاز بانك شاهنشاهی را در 1889 م / 1268 ش به رویتر واگذار كرد.

60ـ ابراهیم تیموری، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات ایران، ص 101 ـ 97

61ـ "واژه ماركسیسم (Marxism) از نام كارل ماركس گرفته شده، این مكتب، قدرت های مادی تولید و مبارزه طبقاتی رانیروهای بنیادی فعال در تاریخ می داند." ر. ك. به: علی آقابخشی، پیشین، ص 197

62ـ تروتسكی (Trotski) از رهبران انقلاب 1917 روسیه بود، ولی پس از مرگ لنین در مبارزه قدرت از استالین شكست خورد و در تبعیدگاه خود در مكزیك به دست یكی از عوامل استالین به قتل رسید.

63ـ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پیشین، ص 207،104،102،

64ـ ماتریالیسم (Materrialism) مكتب و ایده ای است كه ماده و طبیعت را بر روح و تفكر مقدم می شمارد و معتقد است، ماده قبل از پیدایش شعور وجود داشته است و شعور نتیجه تكامل طولانی ماده است. ر. ك. به: علی آقابخشی، پیشین، ص 198

65ـ كمون (Commune) یا جامعه اشتراكی بدوی، به نخستین شیوه تولید در تاریخ اطلاق می شود كه شالوده آن مالكیت جمعی به وسایل تولید است.

66ـ فئودالیسم (= زمین داری ـ Fedalism) به بزرگ مالكی، نظام خان خانی، ملوك الطوایفی، رژیم ارباب و رعیتی ترجمه می شود.

67ـ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص 206، 205

منبع: باشگاه اندیشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 11:56  توسط Mohsen Sharifi  | 

موزه لوور فرانسه در هفته گذشته مجددا اقدام غیر علمی خود در چند ماه اخیر را تکرار کرد و نام خلیج همیشه فارس ایران را با نام های جعلی «خلیج عربی» یا «خلیج» جایگزین کرد. با توجه به اهمیت مساله این شماره از مجله ایرانگردی و جهانگردی را به این موضوع اختصاص دادیم تا شما را با حقایقی در مورد خلیج فارس بیشتر آشنا کنیم.

در سال های گذشته هر از گاهی شاهد این چنین اقداماتی از سوی محافل فرهنگی و علمی دنیا هستیم. این اقدامات با تحریک مستقیم شیوخ نابخرد عرب و با کمک های هنگفت مالی آنان انجام می شود. به هر حال بادیه نشین های جنوب خلیج فارس که تا چند دهه گذشته راندن ستوران را هم بلد نبودند امروز ادعای مالکیت خلیج همیشه فارس را می کنند. ما در این شماره نشریه توریسم مارشال - مدرن برخی از گواهی های تاریخی در مورد قطعیت ایرانی و پارسی بودن خلیج فارس را آورده ایم. اما نکته ای که مهم است اینست امروز دیگر عهد پادشاهان هخامنشی نیست و نمی توان صرفا به شواهد تاریخی متوسل شد.

 به هر حال ما هرگز نباید رنج ها و مرارت هایی که برای دفاع از وجب به وجب آب و خاک این کشور در طول تاریخ کشیده شده است را فراموش کنیم . دیری نگذشته است که جگر گوشه های مردم ایران در آب های خلیج فارس توسط دشمنان به خون می غلطیدند. زیاد دور نشده است زمانی که هواپیمای مسافری ما در خلیج فارس هدف موشک های نظامی قرار گرفت و :

دریغ است ایران که ویران شود      کنام پلنگان و شیران شود

ذکر یک نکته هم ضروری است که این اعتراض به رویکرد های نا سالم و غیر علمی برخی سردمداران عرب و موسسات خود فروخته و وابسته است و به هیچ وجه جنبه ضد عربی ندارد چرا که ما هم میهنان عرب زبانی داریم که که همچون دیگر اقوام ایران دلشان برای وطنشان می تپد.

همگی با یک نام و نشان        به تفاوت هر رنگ و زبان
 

خلیج فارس (یا خلیج پارس) در امتداد دریای عمان و در میان شبه جزیره‌ عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳,۰۰۰ کیلومتر مربع است. از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و الحاق رود كارون به آن است، ختم می‌شود.

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج فارس هستند.

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

 
www.marshal-modern.net
خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده است.
 

خلیج فارس در دوران باستان

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود. "این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است. از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانه‌ها و کتب رسمی عربی تغییر دادند.
در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.
خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه است. وسعت آن 240،000 کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌‌آید.
این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارت‌اند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش ، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد. خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس و بوشهر را نام برد. دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالی‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سال‌های بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاه‌های خود را از دست داد.
 

خلیج فارس (یا خلیج پارس) در امتداد دریای عمان و در میان شبه جزیره‌ عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳,۰۰۰ کیلومتر مربع است. از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و الحاق رود كارون به آن است، ختم می‌شود.

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج فارس هستند.

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

 
www.marshal-modern.net
خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده است.
 

خلیج فارس در دوران باستان

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود. "این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است. از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانه‌ها و کتب رسمی عربی تغییر دادند.
در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.
خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه است. وسعت آن 240،000 کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌‌آید.
این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارت‌اند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش ، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد. خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس و بوشهر را نام برد. دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالی‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سال‌های بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاه‌های خود را از دست داد.

شواهد تاریخی و اسناد به جا مانده از روزگاران باستان، اصطلاحات به کار رفته در متن های تاریخی و جغرافیایی و نیز اسناد موجود در سازمان ملل، همگی دلالت بر ایرانی بودن جزایر سه گانه ( ابوموسی و جزایر تنب ) دارد. از نظر تاریخی شاهدی که نشان دهنده سکونت عمده اعراب در کرانه جنوبی خلیج فارس ، در دوران قبل از میلاد مسیح باشد در دست نیست. مهاجرت عرب ها به این کرانه ها اندکی پیش از ظهور اسلام آغاز شد. ( مجتهد زاده ) سارگن کبیر در کتیبه ای در شرح اعمال خود می گوید :

«سارگن به دریای سفلی ( خلیج فارس) و مملکت سیاه پوستان رسید. جزیره نی دوک ( بحرین) و یک بندر دیگر را متصرف گردید.» ( رایین، ج 1 ص 67)

این کتیبه نشان دهنده اینست که اعراب تا این زمان در نواحی جنوبی خلیج فارس ساکن نبودند بلکه صحرا گردانی بودند که با دریا آشنایی نداشتند. در دوره ساسانیان اعراب تجاوز به کرانه های جنوبی و شمالی خلیج فارس را آغاز کردند و پس از آن هر گاه فرصتی به دست می آوردند از ضعف حکومت مرکزی ایران استفاده می کردند و علم طغیان بر می داشتند اما با شکل گیری حکومت قوی در ایران بار دیگر سرسپرده ایرانیان می شدند.

با شکل گیری قدرت ملوک هرمز، تمامی سرزمین های ساحل جنوبی در یای مکران ( عمان) و خلیج فارس زیر نفوذ این خاندان بود. ملوک هرمز ایرانی بودند و خراج خود را به حکومت مرکزی ایران یا والیان فارس و کرمان می پرداختند.

پس از اینکه استعمار انگلیس تصمیم به خروج نیروهایش از خلیج فارس گرفت ، نخس فدراسیونی از شش امیر نشین ( ابوظبی ، دبی ، شارجه ، فجیره ، عجمان و ام القوین ) در یازدهم شهریور 1349 / 2 سپتامبر 1971 به نام امارات متحده عربی تشکیل شد و در سال 1351 شمسی / 1972 میلادی راس الخیمه نیز به این فدراسیون پیوست. به این ترتیب کشور امارات متحده عربی با مرزبندی های نامشروع ضد تاریخی و فرهنگی شکل گرفت ، در حالیکه هویت فرهنگی تاریخی آن با سرزمین ایران گره خورده است.

یکی از اداعاهای واهی امارات متحده عربی و برخی از کشور های عرب منطقه جعل نام «خلیج العرب» به جای نام حقیقی خلیج فارس است که این نیز مبالغه ای مستعار بیش نیست چرا که این دریا در تمامی اسناد و متن های معتبر تاریخی و جغرافیایی از روزگاران کهن تا عصر حاضر به اسمهایی خوانده شده استن که مبین نام خلیج فارس است. این دریا از گذشته دور به نام های دریای پارس، پرسیکون کاتیاس، پرسیکوس سینوس، نارمراتو ( رود تلخ) ، دریای سفلی ، بحر فارس، بحر پارس، آکواریوم پارسیکوس، مر پارسیکوم و خلیج پارس ( خلیج فارس) شهره بوده است.

مراد از خلیج العرب که در متن های تاریخی آمده است ، در یای سر خ ( احمر) است که در گذشته در یای قلزم هم خوانده می شده است.

درباره نام خلیج فارس تا اوایل دهه 1960 میلادی اتفاق نظر وجود داشت و در تمامی منابع فارسی و عربی قدیم و جدید و منابع اروپایی و آمریکایی و نقشه های جغرافیایی نام خلیج فارس یا معادل آن را به کار می بردند. نخستین کسی که نام خلیج العرب را جعل نمود سر چارلز بلگریو ، نماینده استعماری دولت انگلیس بود. وی در اثری با عنوان سواحل دزدان دریایی که در سال 1966 میلادی منتشر کرده است نوشته : «عرب ها ترجیح می دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند. » جالب اینکه او یک دهه قبل در کتابی با عنوان « به بحرین خوش آمدید » به نام خلیج فارس اذعان کرده بود.

در اسناد موجود در سازمان ملل متحد نیز بر نام خلیج فارس تاکید شده است. دبیر خانه سازمان ملل متحد طی یادداشت شماره AD311/1 GEN مورخ 5 مارس 1971 میلادی اذعان می دارد :

عرف جاری در دبیر خانه سازمان ملل متحد بر این است که در اسناد و نقشه های جغرافیایی، منطقه آبی بین ایران از سمت شمال و شرق و تعدادی کشور های عربی از سمت جنوب و غرب به نام خلیج فارس نامیده می شود.


بيش از 2 هزار سال پيش، آن هنگام كه داريوش بزرگ، كانال داريوش كه بعدها به سوئز مشهور شد را ساخت، به يادگار كتيبه‌اي در آنجا نصب كرد.اين سند قديمي‌ترين سند در دنياست كه نام خليج فارس را در خود جاي داده است. اين كتيبه اكنون در موزه لوور نگهداري مي‌شود .

 بيش از 2 هزار سال پيش، آن هنگام كه داريوش بزرگ، كانال داريوش كه بعدها به سوئز مشهور شد را ساخت و به اين ترتيب درياي سرخ را به خليج عدن و اقيانوس هند پيوند داد، به يادگار خود كتيبه‌اي در آنجا نصب كرد كه قديمي‌ترين سند دنيا به شمار مي‌رود كه نام خليج فارس را در خود جاي داده است. اين كتيبه اكنون در موزه لوور نگهداري مي‌شود.
دكتر «داريوش اكبرزاده»، سرپرست بخش كتيبه‌هاي موزه ملي ايران در اين باره مي‌گويد: «كتيبه كانال سوئز يكي از مهم‌ترين اسنادي است كه نام خليج فارس در آن با ظرافت تمام ذكر شده است. اين كتيبه كه به صراحت فرمان داريوش بزرگ را در حفر كانال سوئز بيان مي‌كند، 12 سطر دارد و به زبان فارسي باستان نوشته شده است. سطر اول تا چهارم اين کتيبه به ستايش اهورامزدا اختصاص دارد و در سطر چهارم توصيف سرزمين پهناور بزرگي به ميان آمده كه داريوش، شاه آن است.»
او در خصوص نام خليج فارس در اين كتيبه مي‌گويد: «در سطر هفتم كتيبه از زبان داريوش آمده است(مي‌گويد داريوش شاه، من پارسي‌ام، از پارس، مصر را گرفتم، من دستور دادم اين جويبار (كانال) را كندند از سوي رود پيرآوه (پرآب = نيل) كه در مصر جاري است، كه به سوي درياي پارس مي‌رود، سپس من اين جويبار را دستور دادم كندن و آنچنان كه دستور دادم كنده شد و ناوگان از اينجا، يعني از مصر به آن سوي، يعني پارس حركت كردند آنچنان كه مرا كام بود). در سطر دهم اين كتيبه با عبارت "ابي دريه تيه هچاپارسا اَئي‌تي" به صراحت به نام درياي پارس اشاره كرده و هيچ شكي وجود ندارد، آب‌هايي كه اكنون خليج فارس نام دارد آن زمان درياي پارس قلمداد مي‌شده‌اند.»
خليج فارس يا همان دريايي كه به دستور داريوش درياي پارس نامش نهاده بودند، نامي است به جاي مانده از كهن‌ترين منابع. منابعي كه از سده‌هاي قبل از ميلاد سر بر آورده و با پارس، نام سرزمين ملت ايران عجين شده است.
خليج فارس كه امروز نامش از سوي موسسه نشنال جئوگرافي و جزاير سه گانه‌اش از سوي شوراي كشورهاي عربي خليج مورد تعرض قرار گرفته است درياي كم عمق نيمه بسته‌اي است، با مساحت 240 هزار كيلومتر مربع كه در جنوب غربي قاره آسيا و در جنوب ايران قرار دارد.
زمين‌شناسان عقيده دارند كه در حدود پانصد هزار سال پيش، صورت اوليه خليج فارس در كنار دشت‌هاي جنوبي ايران تشكيل شد و به مرور زمان بر اثر تغيير و تحول در ساختار دروني و بيروني زمين، شكل ثابت كنوني خود را يافت. قدمت خليج فارس با همين نام آنچنان ديرينه است كه عده‌اي عقيده دارند خليج فارس گهواره تمدن عالم يا مبدا پيدايي نوع بشر است.
اولين بار يوناني‌ها اين خليج را «پرسيكوس سينوس» ناميدند كه همان خليج فارس معنا مي‌دهد. از آنجا كه اين نام براي اولين بار در منابع معتبر تاريخ توسط غير ايرانيان نوشته شده است هيچگونه شائبه نژادي در وضع آن وجود ندارد.
«استرابن»، جغرافي‌دان قرن اول ميلادي، نيز به كرات در كتاب خود از خليج فارس نام برده است. او محل سكونت اعراب را بين درياي سرخ و خليج فارس عنوان مي‌كند. همچنين «فلاديوس آريانوس» مورخ ديگر يوناني در كتاب تاريخ سفرهاي جنگي اسكندر از اين خليج به نام «پرسيكون كيت» كه چيزي جز خليج فارس نيست نام مي‌برد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 14:59  توسط Mohsen Sharifi  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 14:22  توسط Mohsen Sharifi  | 

Anti Filter:

:آدرس سايت فيلتر شده
:نوع فيلتر

Calculator

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 21:14  توسط Mohsen Sharifi  | 

 Telnet  در اصل پروتکلي است که براي login  و استفاده از يک کامپيوتر ديگر به کار مي رود.

برای خواندن مطلب به ائامه بروید.

منبع : alisoft.per.... .com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 14:19  توسط Mohsen Sharifi  | 

راهنمای استفاده از آهنگها برای گوشی NOKIA
1- صفحه را آماده پذيرش نت کنيد
2- تمام اعداد و علاماتي را که مشاهده مي کنيد روي گوشي شما موجود است فقط بايد به اين نکته مهم توجه دشات که کنار نت هايي که حرف n مشخص شده است بايد دکمه مورد نظر را چند ثانيه نگه داريد تا کشش مورد نظر حاصل شود. مثلا 5n يعني 5 را چند ثانيه نگه داريد و هر جايي که n ديده نمي شود نت به صورت عادي اجرا مي شود يعني با ديدن 5 بايد دکمه 5 را بزنيد.
توجه: پس از وارد کردن هر نت(زدن هر عدد) روي عدد يا علامت مربوطه نشانه (√) بگذاريد تا اشتباهي رخ ندهد.
براي مثال خط اول آهنگ مرغ سحر را در نظر بگيريد:
591*81 1n 08 196**87n 9 1n*
به ترتيب زير عمل کنيد:
5 را بزنيد- 9 را فشار دهيد- 1 را بزنيد-*را بزنيد- 8 را بزنيد- 1 را بزنيد- 1 را چند ثانيه نگاه داريد- 0 را بزنيد- 8 را بزنيد- 1 را فشار دهيد- 9 را بزنيد- 6 را فشار دهيد- * را بزنيد- * را بزنيد- 8 را بزنيد- 7 را چند ثانيه نگاه داريد- 9 را بزنيد- 1 را چند ثانيه نگاه داريد- * را بزنيد.
و به همين ترتيب هر آهنگي را که انتخاب مي کنيد وارد موبايل خود نماييد.
بعد از اتمام کارتان سرعت آهنگ را مطابق دلخواه خود از طريق منوي tempo تنظيم کرده و آنرا ذخيره نماييد.


کدهای مخفی سامسونگ 1


1- #06#*
نمایش سریل نامبر گوشی(IMEI)

2- #9999#*
نمایش ورژن گوشی

3- 229#*#8999*
وضعیت باطری(دما ، ظرفیت ،ولتاژ)

4- 246#*#8999*
وضعیت برنامه

5- 289#*#8999*
تغییر سرعت زنگ آلارم گوشی

6- 324#*#8999*
Debug Screen

7- 367#*#8999*
Watchdog (رمز گوشی)

8- 427#*#8999*
Trance Watchdog (پیدا کردن رمز گوشی)

9- 523#*#8999*
تغییر میزان کنتراست صفحه نمایش (تنها در ورژن G60L01W)

10- 636#*#8999*
وضعیت حافظه

11- 746#*#8999*
حجم فایل سیم کارت

12- 778#*#8999*
اطلاعات سیم کارت

13- 289#*#8999*
تست رینگ تون

14- 947#*#8999*
ریست گوشی در مواقع خواص

15- 842#*#8999*
تست ویبراتور
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 20:58  توسط Mohsen Sharifi  | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 19:35  توسط Mohsen Sharifi  |